زن عبدالله مومنی می گوید: عبدالله قوه تکلمش را از دست داده است ، می لرزد و نمی تواند حرف بزند . سخنگویی که دیگر نمی تواند حرف بزند - اما عبدالله مومنی که می گفت جای من خوب است -
... عبدالله مومنی اما نیامد ، نه آن روز و نه روزهای بعد . از صبح زنگ می زدیم که ما اطلاع رسانی کردیم ها ! بدقولی نکنید ؟! اما بد قولی شد . نه که نیامده باشد ، نه ، آمد ، اما تا یاسوج - مرکز استان و:
- شرمنده که دهدشت نمی توانم بیایم ؟
- چرا آخه ، ما اطلاع رسانی کردیم ... همه شهر و خبر کردیم ... مردم جلو مسجد منتظر نشسته اند !
- شرمنده ام ... از طرف من از بچه ها و همه معذرت خواهی کن ... من خسته ام و حالم هم اصلا خوش نیست .
- چرا آخه ؟ مگه چی شده ؟
- من به پرواز نرسیدم ، از تهران تا یاسوج با اتومبیل اومدم ... پانزده ساعت تو ماشین بودم ... حالم اصلا خوش نیست ، فردا هم باید بروم تبریز برا سخنرانی...بخشید.
و حالا که دو ماه ...دو ماه ؟!... چقدرطولانی شده اند این روزها ... دو ماه گذشت ...
... تعادل روحی و روانی ندارد ، قدرت تکلمش را از دست داده است و مدام می گوید جای من خوب است!عبدالله در این مدت بیش از بیست کیلو وزن کم کرده است ... زنش می گوید ... زن عبدالله مومنی
جای عبدالله مومنی خوب است مثل حال همه ما ، اما تو که باور نمی کنی ؟
۲ نظر:
سلام
آره انگار...خوب بگذریم
تو وادی سیاست همه چیز رو میشه توجیه کرد اما در برابر شرافت انسانی چه طور؟!
عبدالله موئمنی در بدترین شرایط به سر می برد حالا به قبلش هیچج اما الان...
شرافت انسانی چه حکم می کند؟!!!
طاقت بیار رفیق...
ارسال یک نظر