۸ شهریور ۱۳۸۸

اگر وبلاگ ها نبودند ...؟

اصطلاح فوبیای نوشتن را در جایی ندیدم ، پس می توانم آن را به نام خودم به ثبت برسانم . ترس از نوشتن در همه ما وجود دارد ، همه ما حرف هایی برای گفتن داریم و اگر گوش مفتی هم پیدا بشود شاید تا ساعت ها بتوانیم حرافی کنیم . اما پای نوشتن که به میان می آید دلهره و لرزش دل و دست هم شروع می شود ، لرزشی که شاید در زمان گفتن و حرافی کمتر به سراغ ما بیاید از آن جهت که همیشه گفته اند حرف باد هواست و از این طرف می توان گفت که نوشتن یعنی خلق یک اثر ، یک رد پا که می شود آن را دنبال کرد تا به نویسنده آن رسید و همین است که ترس از نوشتن را بوجود می آورد .
روند رو به رشد وبلاگ نویسی در دنیای به اصطلاح مجازی و به نظر من نیمه واقعی سایبر توانسته است که این ترس را تا حدود زیادی کم کرده و به حداقل برساند . پشت هر وبلاگ ( با پروفایل واقعی یا ناشناس و مستعار ) یک فرد وجود دارد که دغدغه های ذهنیش را بر روی کاغذ که نه ، بر روی صفحه مانیتور پیاده کرده و به دیگران عرضه می کند و به این وسیله یکی از نتایج وبلاگ نویسی را می توان کشف خلاقیت های شخصی و ایجاد زمینه برای رشد آنها دانست .
31 آگوست روزجهانی وبلاگ است و من این روز را اول به فیدوس و بعد به خودم و همه دوستان وبلاگی تبریک می گویم و خوشحالم که روز تولدم و روز جهانی وبلاگ در یک روز قرار دارند !
تشکر ویژه از بلاگ نوشت از جهت یادآوری این روز و انگار نمی شود صحبت از وبلاگ نویسی بشود و یادی از وب نوشت و ابطحی نکرد ، نمی دانم چرا این دو اینقدر با هم چفت شده اند . وب نوشت بعد از چند روز بروز رسانی از زندان ! امروز از دسترس خارج شد و من مانده ام که از این رویداد خوشحال باشم - از جهت آزاد شدن ابطحی از عذابی که می کشید - یا ناراحت ؟!
راستی فردا نهم شهریور روز تولد احمد زید آبادی هم هست ، چقدر تبریک گفتن به این مرد در این شرایط سخت است .

شال سبز بر دوش هیأت داوران جشنواره فیلم مونترال / ویدئو


video

جشنواره‌ی جهانی فیلم مونترال روز پنجشنبه، بیست و هفتم آگوست (پنجم شهریور) آغاز به کار کرد و تا ۱۰ روز برپا خواهد بود. رییس هیأت داوران این جشنواره، جعفر پناهی، سینماگر نام‌آشنای ایرانی است. در مراسم افتتاحیه‌ی جشنواره‌ی جهانی فیلم مونترال، اعضای هیأت داوری شال سبز روی دوش خود انداختند و به میان بسیاری از جوانان سبزپوش ایرانی رفتند.

گفتگو با جعفر پناهی

* دو پیشنهاد طلائی برای دریافت فایلهای ویدیوئی یوتیوپ :

- به اینجا بروید و آدرس فایل یوتیوپ را وارد کادر سبزرنگ کرده و روی دانلود کلید کنید . چند لحظه طول می کشد و سپس شما می توانید فایل ویدیوئی خود را با هر فرمتی ( چهار فرمت ) که مایل بودید دانلود کنید .

- در این سایت شما می توانید ضمن جستجوی فایلهای تصویری ، صوتی و ویدیوئی ، این فایلها را دانلود هم بکنید . کلمه مورد نظر خود را در کادر آبی رنگ تایپ کرده و روی کلمه سرچ ( جستجو ) کلیک کنید ، چند ثانیه بعد روی کلمه دانلود ویدیو در کادر سفید باز شده در وسط صفحه کلیک کنید ، در پایان از شما خواسته می شود که محل قرار گرفتن فایل مربوطه را بر روی سیستم خود مشخص کنید ، با انتخاب مکان مورد نظر، دانلود فایل مربوطه نیز شروع می شود .



۷ شهریور ۱۳۸۸

نگاه / عکس


عکاس: مانوئل لائو
سایر عکس های این عکاس ایتالیائی را در اینجا ببینید
برای وضوح بهتر روی تصویر کلیک کنید

شرف خسرو و سعید


بابک داد که دربدری های این روزهایش کم از اوضاع میهمانان اوین نیست دیشب و در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا می گوید که مردم ایران دلشان لک زده برای یک خسرو گلسرخی که در دادگاه بلند شود و بگوید که من بر اساس اعتقادم مبارزه کردم و ... از دادگاه اول متهمان جریانات پس از انتخابات و پخش مصاحبه عطریانفر و ابطحی از سیمای جمهوری اسلامی ایران به زمزمه و گاه کمی بلندتر از گوشه و کنار همین حرف دیشب بابک داد شنیده می شد که ای کاش خسرو ی دیگر . زمزمه ای که همراه می شد با لب گزیدن و سرخ و سیاه شدن از دیدن آنچه در سیمای جمهوری اسلامی می دیدند و این یعنی اینکه از آنچه می گذرد خوشحال نیستند .اما ماجرا به همینجا ختم نشد و نمی شود ، نیم نگاهی به ستون سمت چپ رجا نیوز و نگاه اجمالی به وبلاگ های لینک شده در این سایت خبری نشان می دهد که آنطرف ماجرا هم به همین موضوع پرداخته اند اما نه با لب گزیدن و سرخ و سیاه شدن که با نیشخندی بر لب و از روی سر مستی .وقتی مجید بذر افکن سردبیر مرکز اسناد انقلاب اسلامی از شرف خسرو به سعید و شرف اشرف ! به میر می نویسد ، باید نگران بود و کمی با مراقبت بیشتر و نه از روی احساس سخن گفت و نوشت .
نه محمد علی ابطحی جایی نوشت که پشت حمایتش از کروبی یک ایدئولوژی قوی وجود دارد که حاضر است عیال و مال و خانمان بابت آن بپردازد و نه بقیه دوستان هیچگاه ادعای چریک بودن و مبارزه به قیمت مرگ کردند ، با استثناء بهزاد نبوی که نان را هنوز به نرخ زمان پهلوی می خورد و گاه گداری از چریک پیر بودن می گفت ( البته بقیه می گفتتند و نه خود بهزاد ) . آنچه به نام جنبش سبز معروف شد و می شناسیمش این روزها هم نیازمند خسرو گلسرخی نیست که زمانه خسرو گلسرخی نیست و دادگاه هم دادگاه خسرو گلسرخی و کرامتیان و بقیه نیست ، و این را خود بهتر می دانید .
نه من و نه بابک داد و نه بقیه نمی دانیم پشت دیوارهای اوین چه می گذرد ، پس نمی توانیم و نه حق داریم که از اینجا برای آنها که هفتاد روز است وضعیت را با پوست و گوشت و استخوان شان لمس کرده اند تکلیف مشخص کنیم که چنین بگویید و چنان و بر سر دار بروید تا ما فردا از شما شهید بسازیم .
متشکرم از آقای بذر افکن که این دو عکس را تلفیق کرد تا کار ما را هم راحت تر کند ( به هر نیت !)، آقای داد و من و شما و همه انها که در دل و یا زبان انتظار خسرو شدن از سعید داریم فراموش نکنید که سعید حجاریان بدون کمک دیگران قادر به برطرف کردن نیازهای اولیه خود هم نیست . نیم نگاهی به زمان و مکان و افراد و عقاید و وضعیت در قیاس هم گاهی لازم است .
لینک های مرتبط :
- فایل صوتی دفاعیات خسرو گلسرخی
- فایل ویدیوئی دفاعیات خسرو گلسرخی
- متن دفاعیات خسرو گلسرخی
- مصاحبه بابک داد با صدای آمریکا

پایان زمین / انیمیشن


video

دمای کره زمین روبروز زیادتر می شود، یخ های قطب شمال و جنوب آب میشوند ، جنگل ها تخریب و وسعت بیابان ها روز بروز بیشتر و بیشتر می شود ، آیا پایان زمین نزدیک است ؟ ببینید

۶ شهریور ۱۳۸۸

دشمنی که در خدمت منافع شماست

احمدی نژاد حمله به کوی دانشگاه در شب بعد از انتخابات دهم را جزئی از سناریوی دشمن می داند که بوسیله وابسته های براندازی انجام گرفت ، البته ایشان متذکر می شوند که شواهد و اسنادی موجود است! که نشان می دهد ساحت نیروهای انقلابی ، نظامی ، امنیتی و اطلاعاتی از این اقدام شرم آور و البته اقدامات شرم آور بعدی در بازداشتگاه ها مبرا است و برای همین هم از قوه قضائیه می خواهد که با این عوامل دشمن در لباس دوست بدون گذشت و قاطعانه برخورد کند . +
این پایین و درست زیر همین جملات بالایی نزدیک به سه ساعت است که من هی می نویسم و می روم تا آن پایین و باز چرتکه می اندازم و حساب می کنم که صبر کن دوباره بخوانم و می خوانم و حذف می کنم . اما مگر فایده دارد ، دوباره می نویسم و کمی متعادل می کنم متن را و باز روز از نو و ... یاد میر حسین موسوی می افتم و آن جمله اش در شب مناظره . با این همه اما نمی شود که ننویسی و باز می نویسم که :
آقای احمدی نژاد می توان سوالی بپرسم ؟ بر فرض و از روی ناچاری که همه حرف های شما درست ، دامان همه نیروهای شما پاک و منزه مثل همیشه از هرگونه خطا و ناراستی ، اما دانشجویانی که در شب حمله سبعانه به کوی دانشگاه بوسیله عوامل دشمن در لباس دوست دستگیر شدند آن شب و چندین شب بعد را میهمان آقایان درطبقه منفی چهارم وزارت کشور بودند ، همان بازداشتگاهی که به گوانتاناموی وزارت کشور معروف شد و دانشجویان ( دانشجویانی که راه به هیچ بار عامی ندارند ) دستگیر شده از شب و روزهای وحشتناک آنجا بسیار سخن گفتند . بازداشتگاهی که جلالی نماینده مجلس قول رسیدگی به وضعیت آنجا را داده بود اما به مانند خیلی از قول های این روزها مشمول گذر زمان چند روزه شد و به فراموشی سپرده شد . سوال این است که این چه دشمنی است که براحتی تا همه ارکان حاکمیت نفوذ می کند و کارها را را راست و ریس کرده وراه می اندازد و بعد هم می رود تا زمانی دیگر که باز لازم شود و به کار آید ؟

قتل یک انسان بیگناه ، قتل نوع بشر است

"... مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا ..."
"... ما به بنى اسرائيل اعلام كرديم كه هر كس يك انسان را بكشد بدون اينكه او كسى را كشته باشد و يا فسادى در زمين كرده باشد، مثل اين است كه همه مردم را كشته ..." *
* بخشی ازآیه 32 سوره مائده

۵ شهریور ۱۳۸۸

منم، ابطحی ! باور نمی کنین ؟!


این هم عکس امروز (چهارشنبه 4 شهریور ) من درزندان
ببینین دوباره تپل شدم و شدم همون ابطحی سابق
لپام هم قرمز شده
ناز شدم
نه؟
درووووووووووووووووووووووووووود به همه دوستان وبلاگی ، خوبین شما ؟ تعجب کردین ، نه؟ تعریف می کنم براتون . امروز رفتم اتاق کارشناس پرونده ام ، همون کارشناسی که بارها گفتم با هم حسابی چفت شدیم ، کلی با هم قاطی شدیم ، یادتون نیست ؟ چطور یادتون نیست بابا صد بار گفتم ! خوب حالا بی خیال ، خلاصه رفتم تو اتاق کارشناسی ارشد ( شوخی )، تو اتاق کارشناس من دو تا کامپیوتر بود و ... اگه گفتین چی دیدم ؟ حدس هم نمی زنین ، خودم بگم ، لب تاپ مو ! باور می کنین ؟! و بعد هم خوب معلومه که ،آه بلندی کشیدم . کارشناس پرونده گفت چیزی شده عزیزم ؟ گفتم نه چیزی نیست . گفت نه بگو یه چیزی شده لابد . گفتم یاد وبلاگم افتادم ... وب نوشت م، دلم براش خیلی تنگ شده . بازم حدس نمی زنی چی شد ! باورتون نمیشه ! کارشناس عزیزم که صد بار گفتم خیلی با هم چفت شدیم و با هم نداریم ... اِه یادتون نمیاد ؟... باشه بی خیال ... کارشناس عزیزم گفت ممدلی بشین پای لب تاپ . گفتم چی ؟! گفت بشین و شروع کن . گفتم شروع کنیم به چی ؟ گفت بنویس ، وب نوشت و بروز کن . از حال رفتم . چشمام و که باز کردم دیدم وب نوشت بروز شده . نمی دونم چطوری پریدم بغل کارشناس پروند ه ام ، بغلش کردم و یک دل سیر با هم گریه کردیم .خوب دیگه کافیه ، احساساتی شدم ، نه ؟ کارشناس پرونده داره صدام می کنه ، کار ندارین ؟ می بوسمتون . تا بعد
- وقتی " وب نوشت " از زندان بروز می شود




۴ شهریور ۱۳۸۸

بازگشت محمد جواد از گوانتانامو


سایت داغ مشابه سایت بالاترین خودمان است البته ویژه خبرهای مرتبط با افغانستان ، که کم و بیش خبرهای مربوط به ایران نیز در آن یافت می شود، اما من ترجیح می دهم اخبار مربوط به افغانستان را در این سایت اشتراکی دنبال کنم . یکی از لینک های پخته ( معادل داغ در بالاترین ) امروز گزارش تصویری مربوط به آزادی محمد جواد زندانی جوان افغانی* از زندان گوانتانامو و بازگشت این زندانی به کشورش بود . ظاهر سر حال و قبراق این زندانی بازگشته از گوانتانامو و مقایسه آن با وضعیت گروگان های گروگانگیران طالبانی چیزی بود که مراجعه کنندگان افغانیِ این خبر به آن توجه کردند:
"معلوم میشود که نان و اب و هوای قوانتانومی بی به این جناب خوب افتده است و از چهره اایشان معلوم است که چندان بد نمیگذشته است , حس میکینم که از سفر تفریحی امریکا بر گشته است نه از زندان Q T B . از چهره اش معلوم است که به اطرافیان خود کمی فخر میفروشد و امیدوار است که دست کمی از ملا عمر خان گرفته نشود , از ریش ایشان معلوم است که انتظار مدعو شدن برای غضوات اینده در سنگر اسلام را از همسنگران قبلی خود دارد ... " +
"اگر یک امریکن زندانی افغانها میبود . اول سرشه کل میکردند به حساب ( نسخ ) . دوم او را مسلمان میساختند . سوم ( ختنه ) مینمودند او را . و در روز اخر که از زندان ازاد میشد او را به مشکل 45 کیلو به مقامات ان کشور تحویل میدادند . ولی نه تنها با جواد خان معاشره انسانی نموده اند بلکه از سر و وضع ایشان معلوم است خود را در قطار انسان ها حساب میکنند . اگر به یاد داشته باشید طالبان از جان واکر لیند که در زیر زمینی فلعه جنگی بلخ دستگیر شده بود , مخلوقی عجیبی درست نموده بودند که به مشکل به انسان شباهت داشت "
* يکی از جوانترين زندانیان در گوانتانامو که به جرم زخمی کردن دو سرباز آمريکایی و مترجم آنان بازداشت شده بود
پی نوشت : صورت مسخ شده مصطفی تاجزاده ، چشم های سرخ و از حدقه در آمده رمضان زاده ، وضعیت اسفبار باستانی ، چهره تکیده زید آبادی و ... در دادگاه ! دیروز دیدنی نیست . ببینید
شرح تصویر : محمد جواد زندانی جوان گوانتانامو در سمت راست تصویر

بازیگران سینما و تئاتر : ما مى‌خواهيم راوى صداقت باشيم


34 تن از بازیگران عرصه سینما و تئاتر در نامه ای به فیلمنامه نویسان ، نمایش نامه نویسان و کارگردانان سینما و تئاتر از آنها خواسته اند که چشم بر حقایق این روزها نبندند و آن چیزی را بنویسند که اتفاق افتاده است . آنها می نویسند : ما صدا مى‌زنيم شما را قلم‌زنان و نمايش‌نويسان، که بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را، و بدانيد ما بازيگران به واژه‌واژه‌تان وفادار خواهيم بود و پاسدارى خواهيم کرد از نقش‌هايى که از امروز براى امروز و آيندگان مى‌نويسيد. حميد ابراهيمي، خسرو احمدي، پانته‌آ بهرام، مهدى پاکدل، جواد پورزند، امير جعفري، بهناز جعفري، بابک حميديان، رويا دعوتي، سحر دولتشاهي، پيام دهکردي، ريما رامين‌فر، مريم رحيمي، ليلى رشيدي، حبيب رضايي، بهاره رهنما، على سرابي، مهدى سلطاني، سهراب سليمي، سهيلا صالحي، مهرداد ضيايي، ترانه عليدوستي، عباس غفاري، بهزاد فراهاني، مريم کاظمي، باران کوثري، آيدا کيخايي، علا محسني، داريوش موفق، رحيم نوروزي، افشين‌هاشمي، هدايت‌هاشمي، کاظم هژيرآزاد، هوشمند هنرکار از همکاران نویسنده و کارگردان خود می خواهند که : به احترام عشق‌مان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پيش چشمان‌مان است، همچون هميشه، صداقت و راستى را به صحنه بياورند تا هنرپيشگى‌مان، صداقت‌پيشگى را يادآور شود.ما مى‌خواهيم راوى صداقت باشيم؛ راوى راستى و درستي .

پیشنهاد فیلم : زندگی دیگران


" زندگی دیگران " فیلم جدیدی نیست ، این فیلم که اولین ساخته فون دونرس مارک کارگران آلمانی متولد کلن می باشد محصول سال 2006 است که در جشنواره های بسیاری شرکت کرده و جوایز زیادی را هم کسب کرده است از جمله اسکار بهترین فیلم خارجی در سال 2006 را . " زندگی دیگران " داستان یک مامور ارشد اشتازی ( پلیس امنیت جمهوری دموکراتیک آلمان ) را روایت می کند که مامور زیر نظر گرفتن زندگی گئورگ دریمن کارگردان تئاتر می شود .فضای وهم آلود ، خفقان آور و بشدت امنیتی آلمان شرقی در سراسر فیلم مشهود است . فیلم با صحنه بازجویی شروع می شود ، بازجویی که هدف آن نه تنها کسب اطلاعات که خورد کردن شخصیت و روحیه متهم است ...
پیشنهاد می کنم فیلم " زندگی دیگران " را ببینید .
لینک مرتبط : نگاهی به فیلم " زندگی دیگران "
شرح تصویر : پوستر رسمی فیلم

۳ شهریور ۱۳۸۸

خبر رسانی یا القاء فضای امنیتی ؟

به بریده هایی از اخبار در سایت ثانیه نیوز ( منتسب به فرزند احمدی نژاد ) دقت کنید :
"...شنيده‌هاي حاكي از آن است كه تيم طراحي اين جبهه متشكل از چهره‌هايي چون (ع. ب)، (م. ب) و (م.ت) مي‌باشند كه زير نظر (ع . ر) معروف به (ع) فعاليت مي‌كرده‌اند. (ع . ر) از نيروهاي سابق امنيتي و از مشاوران اجتماعي سيد محمد خاتمي در دوران رياست جمهوري بوده است.
شنيده شده كه يكي از افرادي كه (م.ع.الف) در اعترافات خود از آنان به عنوان مربع كودتا ياد كرده است به دنبال كسب مرجعيت مدتي در شهر قم در بين برخي علما و بزرگان به رايزني مشغول بوده است. وي كه از او و (م . م )، (س . م . خ)، (الف . هـ ) به عنوان مربع كودتا ياد شده در اين سفر براي كسب مرجعيت ديدارهايي با بزرگان قم داشته كه البته گويا در راه رسيدن به اين هدف تاكنون موفق نبوده است."
در نگاه اول بنظر بوی خیر ازاین شیوه خبررسانی به مشام می آید و خواننده خبر تصور می کند خبر رسان و رسانه قصد رعایت حقوق شهروندی را داشته یا مثلا از عواقب قضائی نام بردن از افراد قبل از رسیدن به نتیجه و یا اطمینان از صحت خبر نگران بوده ، اما بررسی اجمالی رسانه هایی که از این شیوه خبر رسانی استفاده می کنند نشان می دهد که اولا چندان نگران حقوق شهروندی نبوده اند و بعد هم اینکه از چنان حاشیه امنیتی برخوردارند که هیچگونه خطری از ناحیه قضایی آنها را تهدید نمی کند . روزنامه کیهان را می توان سر سلسله این نوع خاص از خبر رسانی دانست و در ادامه سایت های همفکر با این روزنامه نیز ادامه دهنده راه کیهان در این شیوه خاص خبر دهی بودند ، که بندرت پایشان به دادگاه و غیره کشیده می شود و نمونه آن شکایت های شخصی مکرر از کیهان است که با پوزخند دست اندرکاران این روزنامه مواجه می شود .
با این احوال پس علت این نوع ویژه خبر رسانی چیست ؟ جواب سوال را باز می توان در رسانه هایی که از این شیوه استفاده می کنند جست ، رسانه هایی که سعی نمی کنند امنیتی بودن شان را پنهان کنند و حتی بیشتر سعی در نشان دادن این ویژگی داشته و به نوعی آن را به رخ دیگران هم می کشند ، چیزی که می تواند توجیه کننده این شیوه خبر رسانی هم باشد ، یعنی القاء یک فضای امنیتی و بالطبع رعب آور که بدنبال خود شک و تردید و دو دلی را بهمراه داشته باشد .والا وقتی در تلویزیون که در همین خط فکری قرار دارد افراد وادار به اعتراف در برابر میلیون ها بیننده می شوند ، چه نیازی به استفاده از استفاده از مخفف اسم افراد هست ؟!

فقط خودکار قرمز نیست اینجا

شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز
.
.
.
همه چیزش تمامن بیست اینجا
فقط خودکار قرمز نیست اینجا

با کمی حوصله و به جهت حفظ حقوق شاعر، متن کامل شعر طنزِ"قرمزته یا آبی ته ؟" سروده محمد رضا عالی پیام را دروبلاگ " افاضات آقای هالو " ( وبلاگ شخصی شاعر) بخوانید .

افخمی در جشنواره فیلم فجر شرکت نمی کند

بهروز افخمی دوست ندارد فیلم جدیدش در جشنواره فجر به نمایش در آید . به همین خاطر از احتمال اکران فیلم " سن پطرزبورگ " پیش از جشنواره فیلم فجر خبر می دهد +. " سن پطرزبورگ " یک فیلم کمدی حادثه ای است و دهمین ساخته این کارگردان سینمای ایران محسوب می شود .

۲ شهریور ۱۳۸۸

دکتر محمد ملکی


دکتر محمد ملکی 76 سال دارد ، دکتر محمد ملکی سرطان پیشرفته، آریتمی قلب، دیابت و ضعف و پادرد دارد . با همه این احوال دو روز پیش که آمدند دکتر را ببرند - پنج نفر بودند - دم دربه آنها - که آمده بودند او را ببرند - گفت :من از شما تشکر می‌کنم که مرا می‌برید. گفت من فکر می‌کردم اگر با این حال بد در رختخواب بمیرم، وجدانم ناراحت است. اما اگر زیر دست شما بمیرم، پیش این جوان‌ها سربلند می‌شوم که این همه تلاش کردند.
- گفتگو با قدسی میر معز همسر دکتر ملکی
- " گفتم بگذار یک بار هم تو را در تلویزیون ببینیم ! " گفتگو با همسر دکتر ملکی

دیانت در گرو سیاست

- حجت‌الاسلام و‌المسلمين حسين ابراهيمي عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس : صانعي دچار نوعي عدم تعادل شده و حرف‌هايي كه مي‌زند نه در شأن ملت و نه در شأن مرجعيت و اسلام است. . خبرگزاری فارس
شرح مختصر: به اصل جمله و توهین حاکم بر آن که زمانی ( خیلی دورو شاید درعهد محمدرضا شاهی ) جرم محسوب می شد کار نداریم ، اینکه این آیت الله مرجع تقلید است و صاحب رساله هم بماند ، حداقل درج یک آیت الله قبل از صانعی مانع فهم کلیت جمله نمی شد . اگر دکان و کسب و کار سیاست بگذارد این حجت الاسلام هم قرار است چندین و چند سال بعد آیت الله شود و چندین سال بعد از آن هم انشاء الله بشود مرجع تقلید ، پس حداقل سلسله مراتب را رعایت کنید .

یک پیشنهاد و یک شرح مختصر

- رئیس سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران : شایسته است نام وزارت " آموزش و پرورش" به وزارت "پرورش و آموزش" تغییر یابد.
شرح مختصر: به علت حجم بالای بلاهت حاکم بر جمله فوق ، پیشنهاد کارشناسی شده رئیس سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران در گروه جملات بدون شرح می آید .

۱ شهریور ۱۳۸۸

میر حسین و اعتماد تقلبی /عکس



میر حسین موسوی و زهرا رهنورد درمنزل محسن میر دامادی ( زندانی سیاسی ) درحال تماشای روزنامه قلابی اعتماد که گفته می شود برای در هم شکستن روحیه بازداشت شدگان در اوین به آنها داده می شد .

۳۰ مرداد ۱۳۸۸

اینجا تکرار تاریخ هم تراژیک است


اینکه تاریخ تکرار می شود را قبول دارم اما اینکه حتما بار دوم کمدی است را نه . می تواند تاریخ تکرار شود اما در هر دو بار تراژیک باشد با این تفاوت که این بار نمی توان چیزی را لاپوشانی کرد . جسدهای یخ زده و از فرم افتاده در سردخانه های صنعتی و دفن پنهانی دهها نفر در روزهای پایانی تیرماه امسال در بهشت زهرا در قطعه 302 و با تدابیر شدید امنیتی تکرار تاریخ است اما این بار هم چون بار قبل تراژیک و غمبار . گیرم که این بار دهها نفر و بار قبل صدها و شاید هزاران نفر . این بار جسدهای یخ زده و بار قبل جسدهای خون چکان پشت کامیون . این بار بهشت زهرا و بار قبل خاوران . بار قبل ماهها گذشت ومعدود افرادی که با خبر شدند خانواده های آن صدها و شاید هزاران نفر بودند و مجبور به زبان بستن ، اما این بار خیلی سریعترهمه فهمیدند ،عموم مردم و دیگر نمی توان زبان همه را بسته نگاه داشت .
شرح تصویر : گورستان خاوران

یک جمله بدون شرح

آیت الله امینی امام جمعه قم در نماز جمعه امروز : بس کنید این لجبازی، خیره‌سری و جریمه کردن‌ها را، که نظام را با این چیزها نمی‌شود نگه داشت؛ نظام را باید با رافت، عدالت و انس نگهداری کرد.

موش و گربه عبید زاکانا


...
گربه آن موش را بکشت و بخورد
پس به مسجد بشد خرامانا
دست و رو بشست ومسح کشید
ورد می خواند همچوملانا
بارالاها که توبه کردم من
ندرم موش را به دندانا
و بعد هم که
موشکی بود در پس منبر
برد این خبر به موشانا
مژدگانی که گربه تائب شد
زاهد و عابد و مسلمانا ...
و بقیه داستان مشهور موش و گربه عبید زاکانی را که همه از بریم ، کلاهی گل و گشاد بر سر موش ها می رود و توبه گربه را باور می کنند ومابقی داستان را هم اگر تا حالا نخواندید از اینجا دریافت کنید .

۲۹ مرداد ۱۳۸۸

اینجا رای دادن دل شیر می خواهد


اینجا دل شیر می خواهد رای دادن ، وقتی طالبان را بشناسی و با پوست و گوشت و استخوان لمس کرده باشی و باز هم برقع از سر بر داری و انگشت جوهریت را بالا بگیری وقتی رجز طالبان را شنیده باشی که انگشت های جوهری را قطع می کنیم . دل شیر می خواهد حضور در حوزه رای گیری وقتیکه طالبان بمب گذاران انتحاری را به سوی کابل و هرات گسیل کرده باشند و تو هم این را شنیده باشی . دل شیر داشتی که امروز صبح صدای بمب های صوتی و واقعی را شنیدی و باز کارت رای گیریت را در دست گرفتی و به سوی حوزه رای روانه شدی .انگشت جوهری و لبخند نگران بر صورت زیبای بیرون آمده از زیر برقع ، چه ترکیب دل نشینی ساخته اند . مبارک تان باشد خواهرم ، مبارکتان باشد برادرم

۲۸ مرداد ۱۳۸۸

آنها که برای حاکمیت فایده دارند و آنها که فایده ای ندارند


روزنامه اتریشی Der Standard می نویسد آموزگار جوان زبان فرانسه (کلوتید ریس ) در اصفهان خوشبخت است ؛خوشبخت است زیرا دولت ایران او را برای حل مناسبات خارجی اش لازم دانست . آن کسان دیگری که در بند دولت گرفتارند ، این فایده را برای دستگاه ندارند پس باید در زندان بمانند . +
مهدیه محمدی می گوید زید آبادی بلافاصله پس از بازداشت در بند 2 الف اعلام اعتصاب غذا می کند ولی هیچکس تا هفده روز بعد حتی درِ سلول یک متردریک مترونیم او باز نمی کند. هفده روز در یک قبر . روز هفدهم بدن نیمه جان او را به بهداری می برند و پزشک بهداری به او توصیه می کند که اعتصاب غذایش را بشکند چرا که هیچکس صدای او را نخواهد شنید و هیچکس حتی نمی داند او کجاست .بعد از شکستن اعتصاب غذا زیدآبادی را دوباره به همان قبر بر می گردانند ، و در آنجا یعد از چند روز دچار حالتی از جنون می شود و مدام فریاد می زند و تا مرز خودکشی هم می رود . +
سر مقاله نویس روزنامه Der Standard درست می نویسد، زید آبادی فایده ای برای حاکمیت ایران ندارد ، او را با چه چیزی می توان تاخت زد؟ مطمئنن فرانسه بشار اسد را برای زید آبادی به ایران نمی فرستد و برآشفتگی کارل بیلت (وزیر امور خارجه سوئد که کشورش ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بر عهده دارد ) و تهدید ایران برای چهره در هم شکسته و سرنوشت نامعلوم زید آبادی نیست.

فاجعه سینما رکس : پرونده ای مختومه یا ...


28 مرداد 1357، شنبه شب ، تماشاگران در حالی که مشغول تماشای فیلم " گوزن ها " بودند در سالن دربسته سینما گرفتار حریقی مرگبار شدند . شدت آتش سوزی و درهای بسته سینما و هجوم به یکباره تماشاگران باعث شد تا تعداد قربانیان فاجعه سینما رکس بسیار زیاد باشد.دولت وقت ( شاهنشاهی ) تعداد قربانیان را 377 نفر اعلام کرد که بعدها به 430 نفر افزایش پیدا کرد ، مسئولان گورستان آبادان اما صحبت از 600 جسد سوخته می کنند . بلیط فروش سینما رکس در آن سانس مرگبار بیش از 650 بلیط فروخته بود.مسببین واقعی فاجعه سینما رکس آبادان هیچگاه مشخص نشدند ، دولت وقت انقلابیون را مسئول این فاجعه معرفی کرده و انقلابیون هم متقابلا ساواک را مسبب این کشتارمی دانستند . هر چند در ابتدای انقلاب چند نفری هم به جرم آتش زدن سینما رکس اعدام شدند اما با همه این احوال پرونده آتش سوزی مرگبار سینما رکس هیچگاه به درستی رمز گشایی نشد .
- فاجعه سینما رکس آبادان/ منبع : شیدا نبوی ، مجله چشم انداز ، شماره 20، بهار 1378/ قسمت اول ، قسمت دوم
- فاجعه سینما رکس آبادان / شیدا نبوی ، مجله چشم انداز، شماره 20 ، بهار 1378 / فایل pdf

۲۷ مرداد ۱۳۸۸

پرونده کودتای 28 مرداد 32


- کودتای 28 مرداد در ایران ، قسمت اول
- کودتای 28 مرداد در ایران ، قسمت دوم
- طراحان و مجريان کودتای ۲۸ مرداد را بشناسيم (۱)
- طراحان و مجریان کودتای 28 مردا را بشناسیم (2)
- متن کامل اسناد سازمان سیا در مورد کودتای 28 مرداد
- گفتگو با پرفسور یرواند آبراهامیان پیرامون کودتای 28 مرداد
- فرزند آیت الله کاشانی در گفتگو با سایت انتخاب : کودتای 28 مرداد یک دروغ تاریخی است .
- تصاویر منتشر نشده از کودتای 28 مرداد سی و دو
شرح تصویر : شعبان جعفری ( شعبون بی مخ ) از عوامل کودتا

کودتا

کودتا اقدام توطئه آمیز، غافلگیر کننده و غالبا قهر آمیز گروهی با هدف سرنگونی دولت و چنگ اندازی بر نهادهای اصلی حکومت است .
- درباره مفهوم کودتا
- معروفترین کودتاهای تاریخ
- کودتا در معنایی جدید / مصاحبه با ماشاء الله آجودانی

۲۶ مرداد ۱۳۸۸

پس چرا نمی ترسند ؟!

پس چرا نمی ترسند ؟! مردم را می گویم ، چرا نمی ترسند و باز به خیابان می آیند ، مثلا همین امروز در خیابان کریم خان و جلو دفتر روزنامه اعتماد ملی . کم و زیادش را نمی دانم ، ولی بالاخره عده ای که آمدند ، گیرم که فارس و رجا نیوز به روال گذشته و به تمسخر بنویسند سی چهل نفری جمع شده بودند و دقایقی ماندند و بعد هم پراکنده شدند . ولی قبول دارید که عده ای آمدند ؟ بیش از دو ماه است که می زنند و می گیرند و لت و پار می کنند و به بازداشتگاه می فرستند و آنجا هم که ... درصدی از اخبار به بیرون درز پیدا کرده از بازداشت گاه ها هم اگر راست باشد باز وحشتناک است . گفتن ندارد، که جلسات دادگاه و قیافه های شبح مانند و اعترافات و مصاحبه ها خود گواه همه چیز هستند . تازه این روزها هم که خبر تجاوز به بازداشت شدگان دختر و پسر نقل هر محفلی است خواه در تایید و خواه در تکذیب که به قولی تا نباشد چیزکی ... با همه این احوال و اوصاف چرا باز چهلم ندا که شد رفتند ، تعدادشان هم کم نبود ، نه روی پوشانده بودند و نه اثری از ترس در چهره هایشان دیده می شد ، خودتان که دیدید ، عکس ها و ویدیوها خود گواهی می دهند . نماز جمعه هم آمدند و باطوم خودند و باز عده ای بازداشت شدند ، در حالیکه می دانستند پشت دیوارهای کهریزک چه می گذرد ، با این وجود باز هم آمدند . همین امروز هم ، گفتم که همین امروز هم آمدند جلو دفتر روزنامه اعتماد ملی و ... فردا را نمی دانم ، غیبگو که نیستم ، اما ... متحیرم که چرا نمی ترسند ؟! مردم را می گویم ، چرا نمی ترسند و باز به خیابان می آیند ؟

با حکم دادستانی، روزنامه اعتماد ملی به علت مشکلات چاپخانه توقیف موقت شد!


خبر اول :حسین کروبی (فرزند مهدی کروبی مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی ) شب گذشته در گفتگو با سحام نیوز گفت : شب گذشته ( یک شنبه شب ) نماینده دادستانی با حضور در چاپخانه روزنامه اعتماد ملی توقیف موقت این روزنامه را اعلام کرد .
فرزند مهدی کروبی علت توقیف روزنامه را چاپ نامه کروبی در پاسخ به هتاکی های صورت گرفته نسبت به وی دانست .لینک خبر
خبر دوم : قاضی مرتضوی دادستان تهران علت عدم توزیع روزنامه اعتماد ملی در روز دوشنبه را وجود مشکلات در چاپخانه دانسته و می گوید که این روزنامه توقیف نشده است . لینک خبر
خبریک و نیم : نماینده دادستانی نیمه شب گذشته با حضور در چاپخانه روزنامه اعتماد ملی گفت که چاپخانه شما ( روزنامه اعتماد ملی ) هیچ مشکل خاصی نداره ؟ کارگران چاپخانه گفتند :نه! و نماینده دادستان گفت : هیچ مشکلی ؟! و آنها دوباره گفتند : نه ، هیچ مشکلی نداره . نماینده دادستان گفت : که هیچ مشکلی نداره ها ، فردا معلوم میشه که چاپخونه مشکل داره یا نه . به گزارش خبرگزاری ما به نقل از یکی از کارگران چاپخانه نماینده دادستان بعد از گفتن این جمله گفت :روزنامه اعتماد ملی فردا دوشنبه به علت پاره ای مشکلات در چاپخانه این روزنامه چاپ نمی شود .و بعد هم رفت . لینک خبر
- نسخه توزیع نشده اعتماد ملی که چاپخانه بخاطر آن خراب شد !

۲۵ مرداد ۱۳۸۸

به خانه گنجشک لانه می گویند

"رئيس جمهور عمران و آبادي مساجد را يك وظيفه و ماموريت‌هاي دولت دانست و اظهار داشت: اگر كسي مسجدي به اندازه يك خانه گنجشك بسازد خداوند در بهشت براي او خانه‌اي مي‌سازد."
- جمله فوق بدون هیچگونه دخل و تصرفی از خبرگزاری فارس کپی پیست شده است و این وبلاگ هیچگونه مسئولیتی در قبال آن ندارد .

وود استاک : سه شبانه روز موسیقی راک،عشق و صلح


سه شبانه روز ( 15 تا 17 اوت 1969 )موسیقی راک برای صلح و عشق در دهکده کوچک وود استاک در نزدیکی نیویورک برای بیش از نیم میلیون نفر و با هنرنمایی غول های موسیقی راک ریچی هاونزبا ترانه آزادی ، گروه سوییت واتر، جوآن بائز با ترانه we shall overcom ، کارلوس سانتانا ، گروه canned heat ، جنیس جاپلین ، گروه the woh، جان واکر ، کاونتری جو مک دانلد ، جانی وینتر و جیمی هندریکس در زیر بارش باران اتفاق منحصر بفردی است که در چهل سال بعد از آن و تاکنون دیگر تکرار نشد .
اگراتفاق وود استاک نمی افتاد دهه شصت حتما چیزی کم داشت ، اعتراضات دانشجویی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی و حضور نیروهای آمریکایی در ویتنام و اوج موسیقی اعتراضی راک همه در این دهه اتفاق افتادند و اتفاق وود استاک نقطه اوج این اعتراضات بود.
لینک های مرتبط :
- چهل سال پیش دروود استاک چه گذشت ؟
- گالری عکس وود استاک
- چریدن گاوها در صحنه موسیقی راک
شرح تصویر : پوستر وود استاک

معجزه صندوق رای روستای لیر بزرگ

رویش را بطرف من کرد - همان فامیل عصبانی و پدر نگران و دلسوز - و گفت تو به معجزه اعتقاد داری؟کمی جا خوردم اما چون اخلاقش را می شناختم گفتم چطور؟ گفت 22 خرداد نماینده شورای نگهبان بودم سر صندوق لیر بزرگ - روستایی درشهرستان کهگیلویه -، چند نفر بودیم ، رای گیری از مردم ده که تمام شد ، آخر سری خودمان هم رای دادیم ، نماینده کروبی هم جلو روی همه ما رای خودش را نوشت و در صندوق انداخت ، آخر وقت صتدوق را که باز کردیم و آراء را شمارش کردیم ، کروبی حتی یک هم رای نداشت ! قبول داری این معجزه بود که رای کروبی در صندوق دربسته به احمدی نژاد تغییر کرد؟ گفتم چرا که نه ، البته که معجزه بود ، وقتی اطاعت از رئیس جمهور ( البته فقط همین یک رئیس جمهور ) اطاعت از خدا باشد ، وقوع چنین معجزاتی دور ازانتظار نیست !

۲۴ مرداد ۱۳۸۸

گناه شیخ

این روزها نقل محافل دوستانه و خانوادگی انتخابات و تقلب و اعتراضات مردمی است که با نامه مهدی کروبی و افشای جنایت تجاوز وحشیانه به بازداشت شدگان در زندان ها این موضوع هم به موضوعات دیگر اضافه شده . روز جمعه به مناسبت سال اخوی + دور هم جمع بودیم و بحث کشیده شد به همین موضوع . مطابق معمول جمع دو گروه شدند و معلوم است که یک عده معتقد به سلامت انتخابات و بقیه هم مدعی تقلب در انتخابات بودند. بحث بالا گرفت و به نظر بیشتر رو کم کنی سیاسی بود تا بحث و جدل سیاسی . در میانه این رو کم کنی سیاسی یکی کف به لب آورده بود و عصبانی هوار می کشید و دشنام می داد ، سر فحش را کشیده بود به مهدی کروبی که این شیخ فلان فلان شده را چرا دستگیر نمی کنند . گفتم چرا ؟ چرا باید شیخ را دستگیر کنند ؟ داد کشید که این فلان فلان شده نامه می نویسد که در بازداشتگاه ها به زندانیان تجاوز می کنند و تازه تلویزیون هم قضیه را دنبال می کند ! پرسیدم خوب مشکل کار شیخ چیست ؟ نباید نامه می نوشت ؟ که باز هوار کشید که بد آموزی می شود ، ترویج فحشا است ، بچه من از تلویزیون میشنود فاسد می شود . گفتم پدر مهربان و دلسوز!بچه های مردم با وحشیانه ترین طریق ممکن مورد تجاوز قرار می گیرند و جنابعالی نگرانی مبادا افشا شدن این موضوع فرزندت را از راه بدر کند ؟
پی نوشت : فامیل عصبانی و پدر نگران ما به معجزه جالبی هم اشاره کرد که خواندن آن خالی از لطف نیست .

۲۲ مرداد ۱۳۸۸

برای آخر مرداد و به یاد ...


دو روز دیگر که بگذرد یک سال گذشته است . اما نمی دانم چند روز گذشته است یا باید بگذرد تا بیست و یک سال گذشته باشد! می توانم بگویم یکسال ازروزی که ... مرداد لعنتی ... چرا تمام نمی شود مرداد ؟! در تقویم زرتشت مرداد را امرداد می گویند و امرداد یعنی زندگی، در تقویم ما اما چندین سال است که امرداد را مرداد می نویسیم و مرداد یعنی نیستی و مرگ ... چرا تمام نمی شود این ماه مرگ .
چهاردهم مرداد را ما خود انتخاب کردیم برای رفتن او که بیست و یک سال پیش از ما گرفته شد و مادر که تا پنج ماه بعد هفته به هفته جلو عادل آباد بود و هر بار جواب همان بود که ممنوع الملاقات است ، بروید خودمان خبرتان می کنیم و پنج ماه بعد در آذر 67 خبر کردند که قطعه ... دارالرحمه شیراز ... و بعد ها که پیرمرد گورکن دارالرحمه شیراز گفت پنج ماه پیش در چند شب می آمدند و زمین را می کندند و صبح همه جا با سیمان پوشیده می شد تازه فهمیدیم که چند ماه گذشته است ... وفات !: 14 مرداد 1367
بیست سال بعد ازهزار و سیصد و شصت و هفت و ده روز بعد از چهاردهم مرداد بود که ... مرداد دو سال قبل بود ، سال هشتاد و شش ، می گفت باید برای او یادمان بگیریم ... نگرفتیم ... دل دل کردیم و سبک و سنگین که فعلن نه و نگرفتیم ... مرداد سال بعد ، سال هشتاد و هفت ، مراسم ختم خودش بود و یادمان بیستمین سال او .این بار اما تاریخ درست بود ... وفات : 24 مرداد 1387
شرح عکس : از راست ، برادر بزرگم فایز که در مرداد 67 رفت ،همایون برادرزاده ام و سلمان برادرم که همراه فرزندش همایون در مرداد 87 برای همیشه ما را ترک کردند .

۲۱ مرداد ۱۳۸۸

پیشنهاد : اگر آسمان شما مانند آسمان جنوب غبار آلود نیست امشب نگاهی به آسمان داشته باشید، آسمان ایران امشب شهاب باران می شود . شهاب باران برساوشی که از چندی پیش شروع شده نیمه شب امشب (چهارشنبه 21 مرداد ) تا بامداد فردا(پنجشنبه 22 مرداد ) در آسمان ایران به اوج خود می رسد .(جزئیات بیشتر +)

ردِ دعوت به ضیافت سکوت

چندی پیش و در بحبوحه اعتراضات مردم به نتایج انتخابات بهمن فرمان آرا در نامه ای که برای مطبوعات ارسال کرده بود با ذکر جمله معروف سزارکه ترسو هزار بار می می میرد و شجاع یک بار،ازضیافت سکوتی گفت که حاصلی بجز خناق ندارد . فرمان آرا در ادامه می نویسد که مهم نیست که من دیگر فیلم نسازم ، مهم این است که به هر سازی نرقصم . +
بعد از آن بود که دوازده تن از کارگردانان صاحب نام سینمای ایران در نامه ای خطاب به خانه ملت (نمایندگان مجلس) در چندین بند اعتراض خود را به وضعیت بوجود آمده به گوش نمایندگان مجلس رساندند . گرچه نمایندگان مردم در مجلس جوابی به نامه دوازده کارگردان سرشناس ایران ندادند اما مهم آن بود که مردم حمایت سینماگران خود را ببینند که دیدند . +
بدنبال نامه کارگردانان سینما ، هشت نمایش نامه نویس مطرح کشورنیز با انتشار بیانیه ای نگرانی خود را از افسردگی حاکم بر جامعه ابراز کرده واز دیگر نمایش نامه نویسان نیز خواسستند که روایتگر صادق روزگار خود باشند . +
در ادامه همراهی هنرمندان مطرح کشور 150 تن از کاریکاتوریستهای کشوربا امضاء بیانیه ای نهمین دو سالانه کاریکاتور تهران را بخاطروضعیت بوجود آمده برای مردم و خون های ریخته شده و حق پایمال شده ملت تحریم کردند . +
همراهی اهالی موسیقی از همان روزهای اول اعتراضات مردمی تا به آخر در نوع خود جالب بود و در این میان شاید حضورمحمد رضا شجریان رنگی دیگر داشت .
این روزها مرزدر کنار مردم بودن یا رودروی مردم قرار گرفتن مرزی مشخص و واضح شده است ، مرز که نه شاید بتوان گفت دره ای است که دیدنش چشم مسلح و رمل و اصطرلاب لازم ندارد و تعیین تکلیف برای مشخص کردن موضع نیز محتاج استخاره نیست ، که اصلا مجالی برای استخاره نمانده است .
قرار نیست کسی قهرمان باشد و یا بخواهد قهرمان بشود ، سینماگر با فیلم نساختن آنهم در شرایطی که شرایط ساخت فیلم نباشد و ساخت فیلم محتاج دریوزگی باشد ، نمی میرد . همچنین نمایش نامه نویس و کارتونیست و دیگران . گاه لازم است که هنرمند در خانه بنشیند و چه بسا که همین در خانه نشستن اوج هنرش باشد و بزرگترین اثرش که او را جاودانه کند . کسی چه می داند !

۱۹ مرداد ۱۳۸۸

ویروس هایی که وحشیانه تجاوز می کنند !

ویروس ها، ویروس هایی که دستگیر می کنند ، فحش و ناسزا می دهند ، توهین می کنند . ویروس ها ، ویروس هایی که روزها فرد را بدون آب و غذا نگه می دارند، ویروس هایی که بنزین بر فرد می ریزند و ساعت ها او را در آفتاب داغ تابستان نگه می دارند تا مغز پخت بشود . ویروس ها ، ویروس هایی که تو را می بینند و دیده نمی شوند . ویروس ها ، ویروسهایی که وحشیانه به دختران و پسران جوان تجاوز می کنند . ویروس ها ، ویروس هایی که اعتراف می گیرند . ویروس هایی که فرد را در بازداشتگاه کهریزک می کشند ... (سرداراحمدی مقدم : ویروس مننژیت عامل مرگ زندانیان در کهریزک بود ) +
ویروس ها موجوداتی زنده و بسیار ریز هستند که در محیط آزاد زنده نمی مانند و ...(ویکی پدیا) +
انتشار نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی درباره نحوه رفتار غیر انسانی با بازداشت شدگان و تجاوز وحشیانه به دختران و پسران جوان در بازداشتگاه ها ی غیر قانونی ( انتشار نامه بعد از ده روز ) +

۱۸ مرداد ۱۳۸۸

پاسداران حقیقت در 1984


عنوان طعنه آمیز «وزارت حقیقت» برگرفته از رمان پرآوازه‌ی «۱۹۸۴» نوشته‌ی جورج اورول هنوز طنینی تازه دارد و یادآور انواع وزارتخانه‌های واقعی در رژیم‌های تمامیت خواه است؛ «وزارتخانه»‌ها و اداراتی که در همه‌ی زمینه‌ها حقیقت را دربست در اختیار خود دارند: در زمینه‌ی هنر و ادبیات و نشر به ارشاد می‌پردازند، در زمینه‌ی اخلاقیات و رفتار مردم به نهی منکرات مبادرت می‌کنند و «مصلحت» همه چیز و همه کس را پیشاپیش و بهتر از هر متخصصی «تشخیص» می‌دهند...
"پاسداران حقیقت در 1984" عنوان نوشته ای است از عبدی کلانتری که متن کامل آن را می توانید دروبلاگ شخصی
وی بخوانید .

۱۷ مرداد ۱۳۸۸

از دود تا تویتر



استفاده از دود (در روز ) و آتش (در شب ) از جمله اولین راههای اطلاع رسانی بشر بوده که بعدها راه حل های جدیدتر جایگزین آنها شد. کبوتران نامه بر و چاپارها راه حل های دیگری برای ارتباط بین انسان ها بودند که با اختراع کد مورس و تلگراف ارتباطات انسانی نیز وارد مرحله جدیدی شد . امواج رادیویی و اختراع تلفن سرعت جریان اطلاع رسانی را بیشتر کرد و فرستادن ماهواره ها به فضا و بوجود آمدن اینترنت باعث شد تا عصر حاضر را عصر ارتباطات بنامند . در این میان ایجاد شبکه جهانی اینترنت باعث شد تا هر فرد علاوه بر زندگی در دنیای واقعی یک زندگی مجازی نیز داشته باشد .در این دنیای مجازی هر فرد خود می تواند ضمن ارتباط با دیگران به عنوان یک رسانه نیز عمل کند .
نقطه مشترک همه این وسایل ایجاد ارتباط در بین انسان ها می باشد و چنانچه می بینیم انسان در همه برهه های تاریخ زندگی خود بدنبال این ارتباط بوده و هست .
در کیفر خواست امروز دادستانی تهران بر علیه متهمان پرونده موسوم به کودتای مخملی بخشی هم به این واسطه های ارتباطی اختصاص داشت از جمله facebook ،twitter و google translate و شرکت های مذکور متهم به ارتقاء سطح کیفی خود برای ایجاد ارتباط بهتر میان معترضین به نتایج انتخابات در ایران شدند . چیزی که از همین حالا در محافل رسانه ای و سیاسی جهان به طنز گرفته شده و شاید بیشتر مردم با تعجب به آن بنگرند . انکار عصر ارتباطات و بوجود آمدن دهکده جهانی نمی تواند واقعیت وجودی آن را هم از بین ببرد و صرف هزینه های کلان برای سد زدن در راه اطلاع رسانی شاید خشت بر راه رود زدن باشد.
.باید بپذیریم که جیک جیک تویتر فقط انعکاس وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه ماست ، کار را آسانتر کرده و الا چه تفاوتی با دود و آتش دارد ؟

روز خبرنگار



روز خبرنگار مبارک.سهم ما فقط یک فاتحه است،شایدهم یک تاج گل بر سر مزارمان ویا... دیگر هیچ. پاینده باشید+
عکاس : ساتیار امامی

سطح روزافزون اعدام قاچاقچیان و نرخ رو به پایین مواد مخدر



"در کمتر از 50 روز بیش از 115 نفر در ایران اعدام شده اند ، جرم اکثر این اعدام شدگان قاچاق و خرید و فروش مواد مخدر اعلام شده است . "
- مجازات اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر باید باعث ایجاد ترس دربین وارد کنندگان و فروشندگان دیگر شده و تا حدودی عرضه این مواد دچار اختلال شود (لااقل برای مدت زمان کوتاهی ).
- از جمله اصول اولیه در اقتصاد که کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان هم با آن آشنا هستند اصل مربوط به عرضه و تقاضا و تاثیر آن بر قیمت هاست (وجود تقاضا و کاهش عرضه باعث افزایش ناگهانی قیمت کالا می شود ).
- به گفته متخصصین امر! نرخ مواد مخدر (تریاک ، بنگ و حشیش و ...) بشدت در حال نزول است و یک مقایسه سر انگشتی نشان می دهد که نرخ تریاک در چند ماهه اخیر به نسبت یکسال گذشته به کمتر از نصف و به نسبت چند سال قبل به کمتر از یک پنجم رسیده است ( در حال حاضر نرخ تریاک در بازارهای شهرستان و توسط فروشندگان خرده پا - ساقی ها - مثقالی 2000 تومان می باشد ).
- یک ضرب المثل لری داریم با این مضمون که " یا کیل کمه یا کیال دزه " ترجمه به فارسی : یا کیل ( ظرف اندازه گیری غلات ) کم شده و یا کیال ( تقسیم کننده ) دزده .( شاید هم اصلا ربطی به موضوع نداشته باشد )
تا فراموش نکردم : اگر هوادار رپ هستید ( من این روزها از هواداران پر و پا قرص رپرها هستم ) ترانه " اینجا ایرانه ..." را از دست ندهید .
در ضمن : متاسفانه کاریکاتوریست طرح بالا را پیدا نکردم .

۱۶ مرداد ۱۳۸۸

جراحی روح

در جراحی روح بازجو قصد اعتراف گرفتن از زندانی را ندارد و قرار نیست که زندانی به چیزی اعتراف کند . اتاق بازجویی آزمایشگاه تحقیقاتی است و بازجویان نقش دکتر روانکاو را بازی می کنند و در طی یک پروژه تحقیقاتی توان انسان در برابر شکنجه های جسمی و روحی اندازه گیری می شود. اولین ضربه به زندانی با اعلام خبر دروغین مرگ خانواده اش به وی و ضربه دوم با تدارک اعدام مصنوعی به زندانی وارد می شود . و پس از آن زندانی تحت شکنجه های طاقت فرسای جسمی و روحی قرار می گیرد . با این وجود زندانی تا مدتی مقاومت می کند اما بتدریج از درون متلاشی شده و بطور کامل در اختیار بازجویان خود قرار می گیرد .
داستان کوتاه جراحی روح را محسن مخملباف در سال 1367 نوشته است ، فایل PDF جراحی روح را از اینجا دریافت کنید .

جورج اورول

انیمیشن قلعه حیوانات را از اینجا دانلود کرده و زیر نویس فارسی آن را هم از اینجا دریافت کنید .
فیلم 1984 محصول کشور آلمان و با کارگردانی میشائیل رد فورد را از اینجا دانلود کنید . ( 1984 زبان اصلی و بدون زیر نویس فارسی است)

۱۵ مرداد ۱۳۸۸

جای عبدالله مومنی خوب است ، مثل حال همه ما

جای عبدالله مومنی خوب است ، خودش می گوید. دروغ نمی گوید ، بدقولی می کند اما دروغ نمی گوید ، وقتی می گوید جای من خوب است ، لابد خوب است دیگر. گفتم بدقولی چیزی یادم آمد. چند ماه پیش بود، خرداد ماه ، چند ماه می شود ؟ خرداد ... تیر ... مرداد ، نه سه ماه که نمی شود !نیمه خرداد بود ، چند روزی مانده به انتخابات ، با این حساب دو ماهی می شود ، نمی توانم بگویم انگار همین دیروز بود ، نه ، اتفاقا انگار چند سال پیش بود که پلاکارد زدیم ، پارچه نوشتیم و صمد بارها از بلندگوی ستاد اعلام کرد که : عبدالله مومنی سخنگوی دفتر تحکیم روز ... ساعت ... با شما سخن خواهد گفت .
زن عبدالله مومنی می گوید: عبدالله قوه تکلمش را از دست داده است ، می لرزد و نمی تواند حرف بزند . سخنگویی که دیگر نمی تواند حرف بزند - اما عبدالله مومنی که می گفت جای من خوب است -
...
عبدالله مومنی اما نیامد ، نه آن روز و نه روزهای بعد . از صبح زنگ می زدیم که ما اطلاع رسانی کردیم ها ! بدقولی نکنید ؟! اما بد قولی شد . نه که نیامده باشد ، نه ، آمد ، اما تا یاسوج - مرکز استان و:
- شرمنده که دهدشت نمی توانم بیایم ؟
- چرا آخه ، ما اطلاع رسانی کردیم ... همه شهر و خبر کردیم ... مردم جلو مسجد منتظر نشسته اند !
- شرمنده ام ... از طرف من از بچه ها و همه معذرت خواهی کن ... من خسته ام و حالم هم اصلا خوش نیست .
- چرا آخه ؟ مگه چی شده ؟
- من به پرواز نرسیدم ، از تهران تا یاسوج با اتومبیل اومدم ... پانزده ساعت تو ماشین بودم ... حالم اصلا خوش نیست ، فردا هم باید بروم تبریز برا سخنرانی...بخشید.
و حالا که دو ماه ...دو ماه ؟!... چقدرطولانی شده اند این روزها ... دو ماه گذشت ...
... تعادل روحی و روانی ندارد ، قدرت تکلمش را از دست داده است و مدام می گوید جای من خوب است!عبدالله در این مدت بیش از بیست کیلو وزن کم کرده است ... زنش می گوید ... زن عبدالله مومنی
جای عبدالله مومنی خوب است مثل حال همه ما ، اما تو که باور نمی کنی ؟

۱۴ مرداد ۱۳۸۸

افزونه جادویی موزیلا


مرور گر موزیلا (فایر فاکس ) افزونه جدیدی ارائه کرده که با نصب و فعال کردن آن کاربر می تواند بدون هیچ مانعی صفحات وب را باز کند . برای دانلود آخرین نسخه مرورگر موزیلا با اینجا بروید و بعد از دانلود و نصب مرورگر برای دریافت افزونه phproxy به اینجا رفته و آن را به مرورگر خود اضافه کنید .
لینک دانلود آخرین نسخه موزیلا
لینک
دانلود افزونه phproxy
در صورت نصب مرورگر موزیلا و بعد از دانلود افزونه phproxy ، افزونه بصورت خودکار نصب شده و موزیلا از شما درخواست ری استارت کردن مرورگر را دارد، که با تایید آن ، مرورگر ری استارت شده و با بالا آمدن دوباره آن دایره سبز رنگی درگوشه پایینی سمت راست مرورگر(در عکس با فلش قرمز رنگ مشخص شده است - برای مشاهده بهتر روی عکس کلیک کنید ) دیده می شود که با کلیک کردن روی آن پروکسی فعال شده و شما می توانید بدون هیچ مشکل ومانعی وارد محیط وب بشوید .

مرتبط با موضوع :
مرورگر اُپرا برای خالی نبودن عریضه

پی نوشت : افزونه phproxy ممکن است در بعضی مواقع غیر فعال شود ، با راست کلیک روی آیکون کوچک پایین مرورگر و انتخاب گزینه آپدیت از دیگر سرورهای phproxy استفاده کنید .

سرِ دراز رشته مشروطه خواهی در ایران




103 سال از امضاء فرمان مشروطیت بوسیله مظفرالدین شاه که خود را سایه خدا (... و هم سایه خدا که خودمان باشیم ) بر روی زمین می دانست می گذرد . داستان مشروطیت و عدالت خواهی و پس از آن جمهوری خواهی در ایران یکی داستانی است پر آب چشم . داستانی دنباله دار که پس از گذشت یک قرن همچنان ادامه دارد تا به همین امروز 14 امرداد 1388 و باز میدان بهارستان و... رشته جمهوری خواهی در ایران سری دراز دارد، تا کی این رشته به انجام برسد؟! نگاهی دوباره به متن فرمان مشروطیت خالی از لطف نیست و داستان تکرار تاریخ و همان جمله معروف مارکس و سایه خدا بر روی زمین وزمزمه که نه هایهوی حاکمیتی که مشروعیتش را نه از مردم که از خدا می گیرد !و مدتی است که شنیده می شود .








لینک های مرتبط : متن فرمان مشروطیت و تکمله آن را در اینجا بخوانید ، شنیدن فایل صوتی صدای مظفرالدین شاه قاجارهم در نوع خود جالب است (فایل صوتی مرتبط با فرمان مشروطیت نیست )
103 سال پس ازمشروطه ، هنوز عدالتخانه می خواهیم / گفتگوی ماشاءالله آجودانی نویسنده کتاب مشروطه ایرانی با رادیو بی بی سی

شرح تصاویر : تصویر سمت راست کاریکاتوری از روزنامه ملا نصرالدین چاپ قفقاز است که مظفرالدین شاه را در حال امضاء فرمان مشروطیت نشان می دهد و در همان حال مدافعان استبداد در دربار ایران و عثمانی به شاه کبریت می دهند برای سوزاندن فرمان!
تصویر سمت چپ هم فرمان مشروطیت است به خط احمد قوام
پیشنهاد : برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آنها کلیک کنید

۱۳ مرداد ۱۳۸۸

تحلیف و سوگند و پیشگاه ملت



ساعت 9 صبح روز 14 مرداد 1388 مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد در محل مجلس شورای اسلامی و با حضور ریاست قوه قضائیه - جهت انجام مراسم سوگند - و مقامات کشوری و لشکری برگزار می شود . در ابتدای مراسم محمود احمدی نژاد جهت انجام مراسم سوگند به جایگاه رفته و مطابق اصل 121 قانون اساسی سوگند یاد می کند که :
" من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم ‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."
و بعد روبوسی و بعد هم سخنرانی و سخنرانی و...+

پی نوشت: نزدیک به پنجاه سال پیش دکتر مصدق با خروج از مجلس شورای ملی به میان مردم آمد تا مشروعیت راستین خود را از - به گفته خودش - نیروی لایزال ملت کسب کند و همانجا بود که گفت : مجلس آنجاست که ملت باشد.
اما...
سوال اینجاست که پیشگاه ملت کجاست که رئیس جمهور در برابر آن سوگند یاد می کند تا از هرگونه خودکامگی بپرهیزد و از آزادی و حرمت اشخاص دفاع کند و قدرتی را که ملت به او داده مانند امینی پارسا و فداکار به منتخب بعدی ملت تقدیم کند ؟

همه مردم شهروند درجه یک هستند ، اما بعضی ها درجه یک ترند

این اعداد لعنتی


تا حرفی از شمارش و عدد به میان می آید سگرمه هایش در هم می رود و می گوید دایی نگفتم من با اعداد مشکل دارم ؟! واقعا هم دارد ، مشکل دارد با اعداد . می گوید خوب می شود اگر به جای چهار قرص نان بگوییم نان و به جای نیم کیلو گوشت بگوییم گوشت ... از جزیره ای هم می گوید که در آن اعداد کارائی ندارند و مردم نیازی به استفاده از اعداد و ارقام ندارند ( راست و دروغش البته به حساب خودش ).
اعداد در بعضی موارد کارائی ندارند ، نه در جزیره ای در اقیانوس آرام که در همه جای جهان . مثلا چه فرقی دارد که در جنگ جهانی دوم یک میلیون نفر در کوره های آدم سوزی از بین رفته باشند (آنچنانکه احمدی نژاد می گوید ) و یا بیش از شش میلیون نفر (آنچنانکه دیگران می گویند ) چون بهر حال جنایتی رخ داده است و عده ای به وحشتناک ترین وجه ممکن کشته شدند، یا مثلا چه فرق می کند همین دیروز بعد از مراسم تنفیذ صد نفر در اعتراض به خیابانها آمده باشند ( آنچنانکه خبرگزاری فارس می گوید ) و یا هزاران نفر (آنچنانکه دیگران می گویند ) چون در هر صورت عده ای به این امر معترضند و بر این اعتراضشان هم مُصِرند.
اگر این اعداد لعنتی دست از سر آدمی بر می داشت !
پی نوشت : تا سنین دو تا سه سالگی نهایت شمارش تا عدد سه بیشتر نمی رود و سه بزرگترین عدد است ( چیزی معادل بسیار ) و وقتی کودکی می گوید سه تا دوستت دارم ، شاید منظورش همان بی نهایت باشد . و هر چه بزرگتر می شویم اعداد هم بزرگتر می شوند اما هیچگاه دیگر هیچ عددی به بزرگی عدد سه در سنین دو تا سه سالگی نمی شود .


۱۲ مرداد ۱۳۸۸

روند شکل گیری خرافه



- آبان ماه سال گذشته در استان گیلان بیش از چهل اصله درخت کهنسال توسط اداره اوقاف و امور خیریه این استان به بهانه مبارزه با خرافه پرستی قطع شد . درختانی که عمرشان گاه به چندین صد سال می رسید اینچنین به راحتی قربانی جهالت و نادانی مردم شدند .+ +
در بحث مبارزه با جهالت و خرافه پرستی می توان درختان را قطع کرد ، درخت که نه زبان گلایه دارد و نه توانایی دفاع از خود ، بی هیچ مقاومتی تن به تبر می دهد و بر زمین می افتد . تبرداران مبارزه با خرافه پرستی خود بهتر از هر کس دیگری می دانند که قطع همه درختان کهنسال جهان هم نمی تواند ریشه خرافه را بخشکاند.
- وقتی سرپرست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (محمد علی خواجه پیری ) به نقل از یکی از " اهل حال های خراسانی " با انگشت مکان خاصی را در حرم امام رضا نشان می دهد و به جمع حاضر در حرم می گوید که اگر در آنجا بایستید قطعا حاجت می گیرید!و بعد مکان های دیگری را نشان می دهد و می گوید" او گفت و ما عمل کردیم و نتیجه هم گرفتیم، و بقیه هم که به این مسئله عمل کردند، نتیجه گرفته‌اند" ، این عمل و گفتار از زبان کسی که در راس مهمترین ارگان فرهنگی کشورقرار گرفته چگونه قابل توجیه است ؟ و آیا هیچگونه مرجعی برای نظارت بر اینگونه گفتارهای بی حساب و کتاب وجود ندارد؟
جناب خواجه پیری این - بقول خودشان راز - را در مراسم افتتاحیه گردهمایی آموزشی خبرگزاری قرآنی ایران که در در مشهد و در حرم امام رضا عنوان می کند. +
حال سوال اینجاست که آن مکان خاص که این جناب با انگشت نشان می دهند و آن درخت کهنسال در استان گیلان چه تفاوتی با هم دارند و از کجا معلوم که چندین سال پیش از این پیری ... مرادی آن درخت را با انگشت نشان نداده و نگفته باشد که این درخت مراد مرا داده و مراد شما را هم می دهد اگر تکه پارچه ای بر آن ببندید .

۱۱ مرداد ۱۳۸۸

ما که نشنیدیم کسی بمیرد !


- مجلس شورای اسلامی ، روز ، کنفرانس خبری نمایندگان مجلس با خبرنگاران پارلمانی

خبرنگار روزنامه اعتماد :آقاي نوباوه براي بازداشتي ها چه کار مي کنيد؟ شما پسر روح الاميني را مي شناختيد؟ پيگيري مي کنيد چرا ايشان در روند بازجويي فوت شدند؟

آقای نوباوه نماینده مردم تهران (پایتخت ایران ) در مجلس شورای اسلامی ( نماینده کنونی و نه سابق و یا اسبق ): کي اين حرف ها را مي زند؟ حالا ممکن است سرش به زمين خورده باشد.
خبرنگار: اما اميدوار رضايي (نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی و همکار آقای نوباوه ) بالاي سر جنازه وي بوده است؛ جسد وي چيز متفاوتي نشان مي دهد.
نوباوه : چرا چرت و پرت مي گوييد؟ بايد از دولت بپرسيم و بررسي کنيم.
خبر نگار : ممکن است بررسي هاي شما طول بکشد و هر لحظه به ميزان اين اتفاقات افزوده شود.
نوباوه : اين حرف ها جرم است. اين حرف ها را نزنيد. به هر حال بايد بررسي شود.
خبرنگار : من يک سوال ساده پرسيدم، در مورد پسر روح الاميني معتقد هستيد بايد بررسي صورت بگيرد؟
نوباوه : مگر روزي 27 نفر در تصادف جاده نمي ميرند.
خبرنگار : فوت جاده با فوت... ( نقطه چین در اصل خبر آمده است ) فرق دارد.

نوباوه : چه فرقي دارد؟ بعد هم ما که نشنيديم کسي بميرد.+

نتایج :
- در کدام بخش از آیین نامه مجلس شورای اسلامی آمده است که نمایندگان ملزم به پی گیری اخبار روز ایران و جهان هستند ؟
- چه معنی دارد خبرنگار اخبار کشور را از رسانه های بیگانه دنبال کند ( کجای مصاحبه بالا به چنین مطلبی اشاره داشت که شما این نتیجه را گرفتید ؟)
- در پرانتز جواب نمی دهم ، معلوم است ، آقای نوباوه خودشان خبرنگار بودند آنهم در نیویورک ، و این رسانه های بیگانه را بهتر می شناسند ، معلوم است که این خبرنگار اخبارش را از رسانه های بیگانه می گرفته ، والا کدام شبکه داخلی به این اراجیف اشاره کرده ؟(معذرت می خواهم اما حتی تلویزیون هم به کشته شدن تعدادی از جوانان در جریان درگیری ها اشاره کرده از جمله مرحوم روح الامینی )
- چه می دانم آقا ! اشاره کرده که کرده ، حالا مگر چه شده ؟ بقول جناب آقای نوباوه روزانه 27 نفر در جاده های کشور می میرند اینها هم در کنار آن بقیه . اصلا فرض کنید این جوانان به قصد به جاده چالوس رفتند و افتادند ته دره ...همین ...فاتحه

دیگر نتایج : فضای کنونی نیاز به کمی طنز دارد تا از این سیاهی و وحشتناکی بدر آید و به نظر می رسد که هدف جناب نوباوه از این فرمایشات در مصاحبه با اعتماد نیز همین امر باشد.البته انشاء الله که چنین باشد !

گنج 18/5 میلیارد دلاری و چند اما و اگر و شاید ...


مهر ماه 1387 (اکتبر 2008) کانتینری با بار 7/5 میلیارد دلار پول نقد و 20تن طلا به ارزش 11 میلیارد دلار ( سر جمع به ارزش 18/5 میلیارد دلار) بعد از خروج از خاک کشور ایران درگمرک کشور ترکیه توقیف و محموله آن به خزانه داری این کشور منتقل می شود .
رجب طیب اردوغان چند ماه بعد ضمن تشکر از خدای ترکیه می گوید «خداي ترکيه بزرگ است و در اين شرايط بحران اقتصاد جهاني، خداوند 18/5 ميليارد دلار را به اقتصاد اين کشور تزريق کرده است.»
البته چند ماه بعد حیات یازیچی قضیه را از بن بی اساس خوانده و می گوید که اصلا کانتینری با این مشخصات وارد خاک ترکیه نشده است.
و حالا بعد از گذشت چند ماه از این ماجرا فردی با نام اسماعیل صفاریان نسب با گرفتن وکیل در ترکیه ادعای مالکیت این محموله را داشته و می گوید که در صورت باز پس گرفتن سرمایه خود همه آن را در خاک ترکیه سرمایه گزاری خواهد کرد .البته خود این فرد ( صفاریان نسب ) تاکنون رویت نشده است .
اما...
18/5 میلیارد دلار پول کلانی است ، و احتمالن فردی که صاحب چنین سرمایه کلانی باشد از شعوری بالاتر از حد متوسط برخوردار است که توانسته چنین سرمایه ای را جمع کند .و چون این فرد احتمالن صاحب شعور بوده و در عصر حجر هم زندگی نمی کرده این سرمایه کلان را دست دو نفر نمی داده تا مانند بار سیب زمینی این گنج عظیم را در گمرک ترکیه زمین گذاشته و پا به فرار بگذارند . صاحب چنین گنجی مطمئنن راه عاقلانه تر و کم هزینه تری را برای انتقال آن انتخاب می کرد .
و...
نکند گمرک و تشکیلات عظیم و طویل آن و وجود مرزداران غیور و کلی پاسگاه مرزی و سیم خاردار و ...برای جلوگیری از حمل غیر قانونی شن و ماسه به کشورهای دیگر باشد ؟
راستی...؟
اگر شما 18/5 میلیارد دلار داشتید و می خواستید آن را از کشور خارج کنید از چه راه حلی استفاده می کردید ؟
یادمان باشد ...
همه این اما و اگر ها تا زمانی است که ما قبول کنیم پشت این جریان یک فرد ایستاده ، فردی که انگار قصد آتش زدن به مال و اموالش را داشته است .
* فیلم ماجرای کانتینر حمل محموله 18/5 میلیارد دلاری در یوتیوپ

خطر بیخ گوش ماست ... جدی بگیرید آقایان !


درباره آنفلونزای خوکی - تاریخچه بیماری و راههای مقابله با آن و کلی مطالب دیگر - نمی نویسم ، در صورت نیاز - که حتما نیاز هست - به اینجا سر بزنید . صحبت بر سر این مطلب است که با توجه به وضعیت کشور ایران و قرار گرفتن در بین مناطق پر خطر- مخصوصا از طرف غرب و کشور عراق - چه تدابیری از سوی وزارت بهداشت ایران برای مقابله با بیماری آنفلونزای خوکی در نظر گرفته شده است؟ استانهای محروم کشور از این لحاظ - خطر بیماری - در معرض خطر جدی تری قرار دارند، نبود امکانات اولیه بهداشتی و بیمارستانی و فاصله بسیار زیاد مناطق دور افتاده با مراکز بهداشتی تنها بخشی از مشکلات این مناطق در مواجهه با بیماری های فراگیر از این دست می باشد . در بسیاری از مناطق محروم کشور امکانات اولیه بهداشت فردی مانند صابون دستشویی از جمله نیازهای اولیه محسوب نمی شود. روابط بسیار نزدیک و عاطفی در این مناطق باعث می شود تا وجود یک بیمار بتواند منطقه ای را آلوده کند . با این احوال سوال را باز تکرار می کنم که وزارت بهداشت برای مقابله با این بیماری در کل کشور و مخصوصا مناطق پر خطر و مناطق محروم چه اقداماتی انجام داده است ؟ آیا در این شرایط حاد نیازی به سفر به مناطق خطرناک مانند کشور عراق برای زیارت وجود دارد ؟ آیا نمی توان این مستحب مذهبی را برای این برهه خاص تعطیل کرده و از رفتن مردم به این مناطق جلوگیری کرد ؟
این بار بیماری ایدز نیست که از توضیح درباره آن شرم داشته باشید و از راه های خاص هم انتقال پیدا نمی کند که نتوان در فردای شروع مدارس و اول ماه مهر در مدارس از خطر آن گفت و راههای انتقال آن ، هر چند مدتی دعوا بر سر نام این بیماری بود که توهین آمیز تلقی شد !
خطر بیخ گوش ماست ... جدی بگیرید .

۱۰ مرداد ۱۳۸۸

ما پیروز خواهیم شد / ویکتور خارا

15سپتامبر 1973 و بعد از کودتای پینوشه علیه سالوادور آلنده تعداد زیادی به قتل می رسند و ویکتور خارا شاعر و آوازه خوان انقلابی شیلی نیز به همراه تعدادی از دانشجویان دانشکده فنی دستگیر و به استادیوم شهر سانتیاگو منتقل می شود . استادیومی که خارا چند ماه قبل در آن برای مردم آواز خوانده بود . در استادیوم سانتیاگو کودتاچیان ابتدا استخوان های دست و انگشتان او را می شکنند و بعد از او می خواهند که برای آنها آواز بخواند. ویکتور خارا هم ترانه " ما پیروز خواهیم شد " را می خواند:
پنج هزار نفر این جاییم
در این بخش کوچک شهر

چه دشوار است سرودی سرکردن
آن‌گاه که وحشت را آواز می‌خوانیم
وحشت آن‌که من زنده‌ام
وحشت آن‌که می‌میرم من
خود را در انبوه این همه دیدن
و در میان این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت

که در آن سکوت و فریاد هست
لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد.

* لینک دانلود ترانه های ویکتور خارا

من اعتراف می کنم که اعتراف می کنم !

می کنم من با رضایت اعتراف
کرده ام یک عالمه کار خلاف
از برای کودتای مخملی
دوختم یک تکه مخمل بر لحاف
...
هست در پستوی ما یک لامپ سبز
کردمش خاموش و روشن آن و آف
...
بازجوی نازنین حق با شماست
بنده تسلیمم بدون اختلاف
...
اگر رغبتی به خواندن شعر بطور کامل داشتید به اینجا بروید