۱۶ آبان ۱۳۸۸

قرار بود این شش ثانیه ویدیو ، بدون شرح باشد !


video

در کودکی و البته نوجوانی عشق کشتی کج بودم ، می شد که ساعت ها در گرمای تابستان ور بروم با آنتن و دستهایم تاول بزند از گرداندن و چرخاندن ، تا یکی از داخل اتاق داد بزند که ... خوب شد ! ... بیا پایین ... و من سریع از بالای بام می پریدم روی دیوار و با کله خودم را به اتاق می رساندم تا کورسویی از نبرد دو کشتی کج کار را از تلویزیون کویت ببینم ، با کلی مشقت و بدبختی !تازه کشتی کج که تمام می شد اول بدبختی بود و باید دنبال سوژه ای می گشتی - البته ضعیفتر از خودت - تا حرکاتی را که دیدی روی او پیاده کنی !و خلاصه اوضاع و احوالی داشتیم . از همه حرکات و فنون ، من عاشق این حرکت بودم که موهای طرف مقابل را بگیری و بی دغدغه و در عین آرامش او را به طرف خودت بکشانی و بعد با کنده زانو به شکم ، سینه و یا چانه او بکوبی و بعد هم رهایش کنی تا از درد بخودش بپیچد و تو پیروزمندانه از او روبرگردانی و به سمت تماشاگران دست تکان دهی و او هی از درد ...
مطمئن نیستم که این مامور نیروی انتظامی هم مثل کودکی های من عشق کشتی کج باشد ، اما این حرکت - گرفتن موی سر و مکث کوتاه و بعد ضربه کنده زانو به سینه یا چانه طرف مقابل - برایم خیلی آشناست .
پی نوشت : قرار بود این شش ثانیه ویدیو ، بدون شرح باشد !

۵ نظر:

باران گفت...

کدوم شش ثانیه ویدیو؟
تو هم با اون جثه ی خیییییییییییلی کوچیک!!!!!!!!!!!!!!!! ضعیف تر از خودت پیدا می کردی؟؟؟؟؟؟

باران گفت...

کجایی تو؟
که ام من؟
و جغرافیای
ما کجاست؟
( و معلم جغرافیای ما کجاست؟)

شاملو(با تلخیص و تصرف!!!)

هليا گفت...

سلام رضا
خودماني تو چقدر خشن بودي هااااااااا
كاش درمورد تصوير هم توضيح ميدادي، به هر حال ناراحت كننده بود اين مناظر

ناشناس گفت...

آه........

ناشناس گفت...

تو عاشق کویت بودی وان ماموران عاشق کشتی کج!!!!