۲۸ بهمن ۱۳۸۷

پدران فرزند کش زیر چتر حمایتی ماده 220

"از چند ماه پیش قصد داشتم دخترم را بکشم اما ... " این جملات را پدرِزهرا پنج ساله ساکن بوشهر می گوید که چند روز پیش گلوی تنها دخترش را بریده و سپس خود را تسلیم قانون کرده است . احمد - پدر زهرا – می داند که مجازات سنگینی در انتظارش نیست ، نهایت مجازات او بر اساس ماده 220 قانون مجازات اسلامی* ، پرداخت دیه و یا حبسی کوتاه مدت خواهد بود . انواع مجازات اعم از حدود و تعزیرات و از جمله قصاص در قانون مجازاتهای اسلامی برای کاهش جرم و یا حتی عدم وقوع جرم در جامعه پیشنهاد شده است ، اینکه چرا قانونگذار پدر و یا جد پدری را از دایره شمول قصاص بواسطه قتل فرزند و یا فرزند زاده خارج می کند چیزی است که باید اهل فن جواب بدهند ، اما چیزی که در این بین برای ما مشخص است این است که پدیده فرزند کشی شاید در گذشته اتفاقی نادر بوده و به ندرت اتفاق می افتاد اما در سالهای اخیر ما شاهد رشد روزافزون این پدیده نامیمون در سطح جامعه و در نواحی مختلف کشور هستیم . عموما اینکار بوسیله پدران انجام گرفته و بیشتر در خانواده هایی اتفاق می افتد که پدر و مادر یا از هم طلاق گرفته اند و یا در حال حاضر با هم زندگی نمی کنند . به غیر از پدیده طلاق ، مسائل به اصطلاح ناموسی نیز در سالهای اخیر از جمله علل اصلی کشتن فرزندان و مخصوصا فرزندان دختر بوسیله پدران شان می باشد .
به نوعی علل فرزند کشی یا ریشه درمشکلات روحی و روانی والدین و مخصوصا پدران دارد که خود معلول نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی است و یا در نتیجه جهالت تاریخی است که با نام ناموس پرستی و غیرت و تعصب معنی شده است .علت اما هر چه باشد نتیجه معلوم است ، ضعیفترین و آسیب پذیرترین اعضاء خانواده یعنی فرزندان باید قربانی این مشکلات و جهالت ها بشوند ، و در این میان قانون نیز که باید مدافع حقوق همه و از جمله کودکان معصوم باشد در این بین سکوت کرده و دست پدر را در قربانی کردن فرزندان باز می گذارد .
آیا وقت آن نرسیده است که قوانین جزائی ما با مقتضیات زمان هماهنگ شده و بنا به نیازهای امروز جامعه تدوین بشوند ؟ نیاز به توضیح نیست که این قوانین برای نیازهای جامعه امروز تدوین می شوند نه جامعه چند هزار سال قبل !

* ماده 220 قانون مجازات اسلامی :" پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمی شود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد ."
پی نوشت: پر واضح است که اعتراض به ماده غیر عقلانی و ظالمانه 220 قانون مجازاتهای اسلامی به معنای پذیرش مجازاتهایی نظیر اعدام نیست ولی مخالفت با اعدام هم به معنای پذیرش موادی از قانون مانند ماده مذکور که به نوعی پدر و جد پدری ( این حق شامل مادر نمی شود !) را مالک فرزند می داند هم نمی تواند باشد . و این دو مقوله کاملا مجزا از هم می باشند .همه آنهایی که با مجازات اعدام مخالف هستند مطمئنا جایگزینی برای آن هم در نظر می گیرند که همین جایگزین می تواند برای پدران فرزند کش نیز بکار برود .

۸ نظر:

ناشناس گفت...

"قصاص .... قصاص ... قصاص ..... قصاص ....
" نیاز به توضیح نیست باید اهل فن جواب بدهند"
اهل فن: 1. علی محقق که صبح یکجا می نویسد و شب ها سر "چهار راه" قرار می گیرد تا دیده شودو متخصص و علامه ای کشف نشده در تمام امور کائنات ...
2. احسان گنجی:که کمی "نون اضافه" می خورد وگهگاهی به خاطری که از قافله رهپویان واژ.. عقب نماند "قلم اضافه " می زند...
3. تازیانه طاهر ذوال......ین که خیلی دراز شده..
4. مارون یاری که وبلاگش با صفیر فیدوس از خواب 5 ماهه بیدار شده
5. مترو صدرالدین عربده کش که گم کرده در هیاهوی شهر آن" دستمالی " که مادر بزرگش ....

صدرا گفت...

ساعت 01:05دقیقه شبه یا صبح به قول جواد و توی تحریریه روزنامه ت....ام.... هستم محل کار جدید و دارم وبلاگت را می خونم رضا. و به این ناشناس فکر می کنم که به خطمان کرده!!

شاهین دلنشین گفت...

با سلام
اگه نمیتونید صریحن با قصاص مرزبندی کنید، این اعتراض مساوات طلبانه تان، در صورت پذیرش حکومت در قصاص کردن این افراد، فقط به این وحشیگری دامن میزنه. مثل این میمونه که بگیم حالا که چشم در میاورید، چشم همه را دربیاورید.
میدونم شما نوشته اید:

«آیا وقت آن نرسیده است که قوانین جزائی ما با مقتضیات زمان هماهنگ شده و بنا به نیازهای امروز جامعه تدوین بشوند ؟ نیاز به توضیح نیست که این قوانین برای نیازهای جامعه امروز تدوین می شوند نه جامعه چند هزار سال قبل!»

اما وقتی حرف از چتر حمایتی میزنید، یعنی اگه اونجا نوشته بود قصاص میشوند، خیال شما جمع شده بود.

«و در این میان قانون نیز که باید مدافع حقوق همه و از جمله کودکان معصوم باشد در این بین سکوت کرده و دست پدر را در قربانی کردن فرزندان باز می گذارد »

به هر حال به نظر میاد اینطوری انتقاد کردن، ضررش بیشتر از نفعشه.

شاهین دلنشین گفت...

لینک دادم تو بلاگ نیوز

انسانکده گفت...

سلام سعیدی جان . دستت درست مطلب جالبی بود .
سوال مهم :

1- آیا ما ایرانی ها به این دلیل خاتمی را ترسو می دانیم که خود خیلی افراطی هستیم و یا چون خاتمی خیلی ترسوست ما ایرانی ها خیلی افراطی به نظر می آییم؟

2- آیا با کردار خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری مردم برای ایجاد یک تغییر ِ اساسی آگاه تر و آماده تر شدند یا نه ؟

سوال مهمتر :
آیا ما لرا همیشه مخالفیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ddddd گفت...

چهارراه - در پاسخ به دوستی که بنده حقیر سرا پا تقصیر را به طعنه اهل فن عنوان کرده اند رسما از این اتهام سنگین اعلام برائت می کنم... فنم کجا بود

ناشناس گفت...

اگر قرار بود كه قوانين ما به روز و عادلانه باشد اين كه ديگر ما نبوديم! هر جرمي مستحق مجازاتي است درخور و هم تراز

محبوب گفت...

خیلی تاسف برانگیزه! قانونی که در ذاتش ارتکاب به جرم را راحت کرده!!