۲۶ اسفند ۱۳۸۷

بیچاره ملتی که حزب ندارد !

از حدود یک سال پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ، انتخابات مقدماتی و درون حزبی حزب دموکرات این کشور برای رقابت با رقیب جمهوری خواه آغاز شد . رقابتی نفسگیر که بیشتر به یک ماراتون سنگین شباهت داشت و چند ماه بطول انجامید . در طول این چند ماه دو رقیب دموکرات برای جلب آراء نمایندگان هم حزبی خود در سراسر ایالات متحده سفری طولانی را آغاز کردند و در طول این سفر توانستند مواضع و دیدگاهها و راهکارهای خود را برای انتخابات ریاست جمهوری در معرض عموم مردم آمریکا و بالطبع طرفداران حزب دموکرات قرار دهند .انتخابات مقدماتی حزب دموکرات به نوعی احترام به هواداران این حزب و نمایندگان آنها در سراسر ایالات متحره آمریکا بود که در محیطی شفاف و در یک پروسه طولانی مدت انجام گرفت ، در تمام این مدت هواداران حزب دموکرات مستقیما در جریان انتخاب نامزد اصلی این حزب برای رقابت با نامزد حزب جمهوری خواه بودند وبا شرکت در نظر سنجی های درون ایالتی و تاثیر بررای نمایندگان خود بصورت غیر مستقیم در این انتخاب نقش اساسی داشتند .
از حدود چند ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد 88 چند نامزد انتخاباتی از طیف موسوم به اصلاح طلب برای حضور در رقابت انتخاباتی اعلام آمادگی کردند . از این تعداد کروبی از همان اول و بدون توجه به رای و نظر دیگران آمد که بماند ، خاتمی آمدنش را منوط به عدم حضور میر حسین موسوی دانست و میر حسین که لام تا کام در مورد آمدن و یا نیامدن حرفی نزد و به قولی روزه سکوت گرفت . در مدت چند ماه اخیر هم خاتمی ستاد تشکیل داد و سفرهای استانی خود را آغاز کرد، سفرهایی که با استقبال خوبی هم مواجه شد. کروبی هم بیکار ننشست و با تشکیل ستاد و دیدار از این و آن و انجام چند سفر استانی نشان داد که در صحنه حضور دارد . و در این مدت میر حسین همچنان درروزه سکوت بود . همه این جریانات و ماندن و یا نماندن ها بدون توجه به مردمی صورت گرفت که هاج و واج و کمی هم کنجکاو منتظر نتیجه کار بودند و اینکه در آخربزرگان طیف اصلاح طلب چه کسی را برای رقابت با رقیب و یا احتمالا رقبای اصول گرا در انتخابات ریاست جمهوری انتخاب می کنند .تا امروز که سرانجام روزه سکوت میر حسین شکست و یکه و تنها قدم در عرصه انتخابات گذاشت تا به همه نشان بدهد در این مملکت حالا حالا ها حزب و حزب بازی برابر کشک هم نیست . خاتمی هم برای آنکه نشان دهد هنوز مردی و مردانگی نمرده است و بر اساس قولی که پیش از این داده بود بصورت غیر رسمی از حضور در انتخابات انصراف داد تا او هم به نوبه خود به همه ثابت کند که ضمن اینکه هیچ اعتقادی به حزب و حزب بازی ندارد ، پشیزی هم ارزش برای مردمی که در این مدت منتر او بودند قائل نیست .

۵ نظر:

peri گفت...

سر سفره که هم نان هست هم نفت!!!!
به ما چه کی اومد کی بود کی رفت!!!
آقا رضا تا بوده همین بوده...شما نمیخواد خودتون رو ناراحت کنید

یک شیدا گفت...

بیچاره ملتی که نمی داند چه بیجاره است!

ناشناس گفت...

کمپین "نه به میر حسین"


رهبران اصلاح طلب باید بدانند که اگر قدرتی‌ داشتند ، به خاطر حضور مردم بود و گر نه مردم با فرمان آنها پشت سر معین یا موسوی نمی‌‌ایستند.

شعار ما این است

تحریم انتخابات یا حضور خاتمی

فرهاد گفت...

سلام
نمیدونم چرا اون قید جدیتی که خاتمی به ماندنش چسپاند!
چرا به سرعت جت رنگ باخت!!!

یکی نیست بهش بگه ممدآقا! این همه اخلاق و مرام چرا به خرج میدی؟

عليرضا گفت...

سلام
خوب نوشتي .مرسي ولي همان لحظه كه نوشتي خوندمش .جالب بود.اين پيشروي وعقب رويها روي يك محور ميچرخد.خطابم همين بچه هائي است كه ميان ونظر ميدن .منو كلافه كردن .آخه چه جوري بايد توكله اين مردم فروكرد كه كشاكش بين فقط دونفراست كه هريك يك قسمت از استخوان جناغ يك مرغ را گرفته وميكشند ومتاسفانه ما همان استخوان جناغيم .