۱۲ بهمن ۱۳۸۷

فصل هندوانه

با توجه به احتمال ایجاد لرزه و البته پس لرزه در مردم شریف ایران پس از انتخاب و میل خربزه ، بزرگان قوم تصمیم گرفتند که هندوانه را جایگزین خربزه کنند . البته این جایگزینی به سادگی انجام نگرفته و با سوالات بسیاری همراه شد . از جمله یکی از بزرگان عقیده داشت که انتخاب هندوانه سر بسته کار بسیار دشواری بوده و با ریسک زیادی همراه است ، بزرگ مذکور در ادامه به درگیری های زن و شوهری اشاره کرد که در طول تاریخ بر سر خرید هندوانه پیش آمده است . در تایید اظهارات بزرگ مذکور یکی از میانسالان قوم که در جلسه حاضر بود به خاطره ای شخصی اشاره کرد و گفت که چند سال پیش و در ابتدای ازدواجش یکبار بر سر همین مسئله تا مرز طلاق هم پیش رفته بود .در این هنگام ریش سفید قوم به مطلب مهمی اشاره کرد و گفت که اولا هندوانه به شرط چاقو برای همین مواقع است و دیگر اینکه هندوانه ما قبلا یکبار باز شده و مزه آن تقریبا بر همگان معلوم است . سخن ریش سفید قوم به پایان نرسیده بود که یکی از انتهای مجلس و با صدای بلند گفت که اتفاقا اشکال کار در همینجاست !یکباره همه سرها به سمت صدای مذکور که در انتهای مجلس بود ، چرخید و همه یکصدا گفتند : چه اشکالی؟ فرد انتهای مجلس که معلوم نبود ریش سفید است یا میانسال گفت : هندوانه ای که یکبار و آن هم در چندین سال پیش باز شده الان به چه دردی می خورد ، آیا هندوانه مذکور نارس بوده که حالا رسیده و یا اصلا حالا قرار است که پوست آن را بدهیم به ملت که میل کنند ؟!
ریش سفید قوم ناگهان برآشفت و با عصبانیت گفت : مرد حسابی پوست هندوانه کجا بود ، این حرفها چیست که می زنید ، هندوانه ما بعد از استفاده درآن دوره خاص بنا به علتی معلوم دوباره بهم آمده و در جایی مناسب قرار گرفته برای همچنین روزی ! جایی که نه جریان هوا وجود داشت و نه تابش آفتاب ، و همین است که هندوانه ما اینچنین تازه مانده است ؟
سخن ریش سفید قوم که به پایان رسید ، جوانکی از گوشه مجلس گفت : حالا نمی شود که نه خربزه بدهیم به ملت و نه هندوانه ، بهتر نیست خرمالو را امتحان کنیم ، هم جدید المزه است و هم خاصیت دارد . گفتن این جمله با فریاد و هیاهوی جوانان حاضر در مجلس همراه شد ، اما این هیاهو با خاموش ...خاموش ریش سفید قوم فرو نشست . خرمالو بدون هیچ حرف و حدیثی رد شد . و سرانجام رای بزرگان قوم بر انتخاب هندوانه به ظاهر سربسته برای خوراک تابستان آینده مردم قرار گرفت .
پی نوشت :چند لحظه پیش چاپاری از بلاد قم رسید و خبر داد که احتمالا ، شاید ، بعید نیست ، به احتمال قریب به یقین خربزه باز هم جای هندوانه را می گیرد . بزرگان قوم تا این لحظه علتی برای این تغییر عقیده ذکر نکرده اند .شما منتظر تغییرات دیگر هم باشید ، طرفداران هندوانه به هیچ وجه نگران نباشند ، هیچ چیز صدر درصدی وجود ندارد.

دعوت و دستور

تصویر اول : روز پنجشنبه و به دعوت همه سندیکاها اعم از چپ و راست ، میلیونها نفر در شهرهای مختلف فرانسه دست به اعتصاب و تظاهرات یک روزه زدند . این بزرگترین تظاهرات از بدو حکومت سارکوزی بود . این تظاهارات و اعتصاب یک روزه در دفاع از حقوق اجتماعی و بر ضد اصلاحات دولت سارکوزی که منجر به اخراج تعداد زیادی از کارکنان شده ، انجام گرفته است . تعداد شرکت کنندگان به گفته پلیس بیش از یک میلیون نفر و به گفته سندیکاها نزدیک به دو و نیم میلیون نفر بودند. در پی این اعتصاب دولت سارکوزی اعلام کرد که با سخنگویان اعتصاب صحبت کرده و خواسته های آنها را تا حد ممکن اجرا خواهد کرد .
تصویر دوم : امروز شنبه دوازدهم بهمن ماه به دستور شهرداری و نیروی انتظامی شهرستان کهگیلویه ، کلیه تاکسی های درون شهری ، ماشینهای آتش نشانی و نیروهای پلیس راهنمایی و پلیس شهری در تنها خیابان مرکزی شهر- طول خیابان تقریبا به اندازه تعداد ماشینهای مذکور است - به حرکت درآمده و با به صدا درآوردن بوق و آژیر های خود برای مدت یک ساعت عملا امکان هر نوع حرکت و یا رفت و آمد را از سایر اتومبیلها سلب کردند . سر و صداها که خوابید و خیابان اصلی شهر تا حدودی خلوت شد، همه ما مردم شریف شهرستان کهگیلویه فهمیدیم که امروز دوازدهم بهمن ماه است .

۱۱ بهمن ۱۳۸۷

درسی که باید از ترکیه بگیریم !

روابط ترکیه و اسرائیل در چند سال اخیر در بالاترین سطوح دیپلماتیک بوده و هیچگاه این روابط دچار اختلال جدی نشده است . ارتباطی که بر اساس منافع ملی کشور ترکیه شکل گرفته و همیشه روندی منطقی داشته است . کشور ترکیه یکی از کشورهایی است که بالاترین جمعیت مسلمان را در خود جای داده است ، اما وجود یک حکومت لائیک باعث شده تا مذهب نتواند چندان در روابط این کشور با دیگر کشورها دخالتی داشته باشد . این امراما باعث نشده تا ملت ترکیه از وظیفه انسانی خود در محکومیت درگیریهای ناعادلانه ای مانند آنچه در غزه اتفاق افتاده غافل بمانند . بزرگترین گردهمایی های خودجوش مردمی – گاه به دعوت احزاب – در حمایت از مردم فلسطین در کشور ترکیه صورت می گیرد . در تدارک این گردهمایی ها دولت دخالتی ندارد نه بصورت مستقیم و نه به صورت غیر مستقیم . اما گاه بعضی از دولتمردان ترکیه خود نیز به عنوان شهروند در این راهپیمایی ها حضور دارند . حسن چنین اتفاقی این است که دولت بدون توجه به احساسات مردمی به دنبال منافع ملی کشور خود بوده و این منافع را به راحتی فدای احساسات نمی کند و همچنین می تواند در مواقع ضروری و از روشهای کارامدتری از منافع مردم فلسطین دفاع کند .
در مدت یک ماهی که درگیری در غزه ادامه داشت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به همراه کلیه عوامل حکومتی از صدر تا ذیل و با تمام قوا و سر و صدای فراوان به حمایت از مردم غزه پرداختند ، یک حمایت همه جانبه و با پشتوانه کامل حکومتی . حمایتی که معمولا با نطقهای آتشین رئیس جمهور و دیگر عوامل حکومتی همراه بود . شاید این سوال پیش بیاید که در دیگر کشورها هم اقداماتی مشابه اتفاق افتاد ، جواب این است که بله شاید اقداماتی مشابه در دیگر کشورها افتاده باشد اما در هیچ کشوری روند محکوم کردنها و گردهمایی تدارک دیدنها اینچنین دولتی نبود ، چندانکه فرصتی برای مردم نماند تا خود راسا بتوانند احساستشان را بیان کنند و اگر چنین امری خارج از دایره حاکمیت انجام گرفت علاوه بر سانسور خبری توسط لباس شخصیهای عامل حکومت به تمسخر گرفته شده و گردهمایی نیز بر هم زده شد ( گردهمایی مادران صلح در میدان فلسطین در محکومیت جنگ در غزه ) .
درابتدای متن هم ذکر شد که مردم ترکیه بصورت خودجوش، هم گردهمایی ترتیب دادند و هم کمکهای نقدی و غیر نقدی جمع کردند درجهت کمک به مردم غزه . اما در این امر حاکمیت ترکیه بصورت مستقیم و یا حتی غیر مستقیم دخالتی نداشت و اگر هم کاری انجام گرفت بصورت دیپلماتیک بود . تا روز گذشته که در موقعیتی مناسب و در موضع قدرت و در عین داشتن روابط دیپلماتیک، نخست وزیر ترکیه رئیس جمهور اسرائیل را بدلیل دفاع از اقداماتشان در غزه اینچنین مورد حمله لفظی قرار داد و باز هم در موضع قدرت اقدام به ترک اجلاس نمود تا بهترین دفاع را از مردم غزه کرده باشد . نکته اینجاست که عمل انجام شده باعث نمی شود تا دولت ترکیه بلافاصله روابط خود با دولت اسرائیل را تعطیل کرده و دستور شعار بر علیه این کشوررا به مردم خود بدهد .
حال سوال اینجاست که اقدام کدام یک از دو کشور ایران و ترکیه در ارتباط با درگیریهای غزه مناسبتر و مقتدارانه تر و مفیدتر به حال مردم غزه و منافع ملی خود بود ؟
پی نوشت :یکی از دوستان معتقد است که عمل رجب طیب اردوغان یک حربه انتخاباتی برای سوار شدن بر موج احساسات ضد اسرائیلی مردم ترکیه بعد از جریان غزه بوده و قصد دارند که از این حربه در انتخابات آینده خود استفاده کنند . که به نظر خود من هم چنین چیزی دور از واقعیت نمی باشد اما هدف من از نگارش مطلب فوق بیشتر تلنگری به حاکمیت ایران بود برای به رسمیت شناختن مردم در امور مختلف ، نه دفاع از عمل انجام شده توسط اردوغان !

۱۰ بهمن ۱۳۸۷

یک اتفاق خوب


امروز برای نهار رفتیم بیرون ، هوا اینجا تقریبا بهاری است و دلچسب ، وسایل را که از ماشین پیاده کردیم ، این میهمان ناخوانده هم به جمع ما اضافه شد و تا آخر نهار با ما ماند ، هر چند حضور این میهمان عزیز برای یکی از دوستان ناخوشایند بود ولی بالاخره از طرف کلیت جمع پذیرفته شد . وحشتناک گرسنه بود و همین گرسنگی باعث ایجاد رابطه ای قوی بین او و ایلیا ( پسرم ) شد و این رابطه تا زمان برگشتن ما ادامه داشت ، هر چند ایلیا نهار نخورد اما در عوض توانست که یک دوست خوب پیدا کند ، دوستی که تا آخر از ما جدا نشد و به راحتی به ایلیا اجازه داد تا به او نزدیک شده و حتی به او دست بزند .امروز ایلیا نهارش را با او تقسیم کرد تکلیف امشب و فردا و روزهای آینده چه می شود؟

۹ بهمن ۱۳۸۷

محکومین همیشگی

معلوم نیست چرا در همه اتفاقات برابر بین زن و مرد همیشه کفه مجازات زنان بیشتر از مردان است ، چه در امر قضا که پیش از این اشاره شد و چه در امور روزمره که همه ما به نوعی روزانه با آنها درگیر هستیم . مثلا در پی جنجال بوجود آمده در باشگاه استقلال – دیدار چند دقیقه ای تیمهای فوتبال نوجوانان پسر و تیم بانوان این باشگاه – کمیته انضباطی این باشگاه علاوه بر جرائم فردی برای مسئولین عمل انجام شده ، در اقدامی عجیب تیم فوتبال بانوان خود را منحل اعلام کرده است . در اینکه عمل انجام شده بوسیله تیمهای مذکور نه در عرف ما بلکه طبق قوانین جمهوری اسلامی ، اقدامی مجرمانه است ، شکی نیست و قاعدتا انتظار برخورد هم از طرف تربیت بدنی و هم از طرف باشگاه استقلال می رفت ، بحث بر سر این است که چرا مجازات در نظر گرفته شده برای تیم نوجوان پسر در حد مجازات مربی و سرپرست تیم بوده اما مجازات تیم بانوان علاوه بر اخراج مربی این تیم ، کلیت تیم – و نه فقط تک تک بازیکنان – هم با مجازاتی اینچنینی مواجه شده اند ؟ اگر جرم و یا گناهی انجام شده است از سوی هر دو طرف ماجرا بوده است ، هر چند نمی توان مسئولیت عمل انجام شده را متوجه هیچکدام از بازیکنان پسر و دختر در هر دو تیم دانست ، اما با این وجود همان حکم ناعادلانه نیز نباید فقط برای یک تیم در نظر گرفته می شد .
همانطور که در بالا نیز اشاره کردم ، این احکام ناعادلانه هر روز از سوی همه ما صادر می شود ، چه در خانه و چه در محل کار و یا جامعه و غیره . مشکل فساد اخلاقی مردان اعم از چشم چرانی و یا متلک گویی و یا بدتر از آن تجاوز و حمله به زنان را به نوعی به رفتار و یا پوشش زنان نسبت می دهیم . در چنین مواقعی قبل از هر چیز این زن است که به عنوان علت العلل همه موارد ذکر شده مورد بازخواست قرار می گیرد و علت را یا به رفتار و نگاه زن نسبت می دهند و یا به نوع لباس و آرایش او . در محل کار هم این زن است که باید از همه جهت مواظب خود باشد تا مبادا مورد تجاوز چشمی و یا حرفی و حتی بدتر از آن از سوی همکاران خود نشود و باز هم اگر اتفاقی بیفتد حتما مقصر خود زن می باشد .
در امر قضا و قانون مجازات اسلامی هم برای جرائم مشترکی که معمولا پیشقدم آنها مردان هستند نیز مجازتها برابر نمی باشد ، مثلا در قانون ناعادلانه و غیر انسانی سنگسار – که نفس عمل آن مذموم است – مردان را فقط تا کمر در گل فرو می کنند اما زنان را تا شانه که نه تنها امیدی به فرار نباشد ، بلکه عملا امکان دفاع برای آنها نماند.
برنامه های موسوم به طرح امنیت اجتماعی نیز که درچند سال اخیر و به مناسبتهای مختلف در سطح کلان شهرها اجرا می شود ، همیشه و در وهله اول زنان را هدف قرار داده و باز هم به عنوان علت العللِ فساد مردان مورد بازخواست قرار می گیرند و آنها هستند که باید خود را بپوشانند و برای پوشش و آرایش خود با بدترین رفتارها و توهینها مواجه شوند .
مشخص است که چنین رفتاری از سوی مردان و این محکومیت همیشگی پیش از محاکمه زنان در همه امور به نوعی ریشه در تاریخ مردسالار و تربیت همه ما دارد . تربیتی که به نوعی همه گیر بوده و چندان تفاوتی بین قومیتها و یا جغرافیا و حتی نوع سکونت – شهر و یا روستا – ندارد . چیزی که متاسفانه هنوز هم در خانواده های ایرانی وجود دارد و به نظر نمی رسد که اقدام بنیادینی برای پیشگیری از آن از سوی خانواده ها انجام بگیرد .

۸ بهمن ۱۳۸۷

دغدغه اسلامی کردن آموزش در سی سالگی انقلاب اسلامی

در حالی که نزدیک به سی سال از عمر انقلاب اسلامی ایران می گذرد و در این مدت سی ساله هم هیچگاه میدان سیاست و به طبع آن فرهنگ و آموزش به کسانی بیرون از دایره ای که به نام خودی معروف شده است ، داده نشده، هر از چند گاهی سخن از اسلامی کردن دانشگاهها و مدارس زده شده و یا داد وفریاد عده ای ازغیر اسلامی بودن کتب درسی بلند می شود . چندی پیش طرح تغییر کتب آموزشی در سطح مدارس و دانشگاهها – مخصوصا در علوم انسانی – داده شده و بعد از آن لزوم باز نگری در کتب درسی و جدا سازی جنسیتی آنها در دستور کار قرار گرفت .
دغدغه امام جمعه مشهد اما از نوعی دیگر است ، به اعتقاد ایشان اگر یک طلبه وارد دانشگاهها شود ، با توجه به وضعیت دانشگاهها از دست رفته و طلبه باقی نمی ماند . ایشان این مطلب را به درستی باز نکرده اند که چه دلایلی وجود دارد که ورود یک طلبه به دانشگاه سبب برون رفت وی از طلبگی می شود و این برون رفت به چه صورت است ؟ همین دغدغه – ترس از دست رفتن طلبه ها در صورت تحصیل در دانشگاهها – باعث شده تا ایشان در ادامه صحبت های خود پیشنهاد تصرف دانشگاهها و آموزش و پرورش بوسیله روحانیون را داده و این راه را تنها راه موفقیت بدانند .
با این بیانات و سخنان مشابه که پیش از این ذکر شد و دغدغه هایی که هر از چند گاهی از سوی یکی از مسئولین امر در رابطه با وضعیت دانشگاهها و مدارس بیان می شود این تصور بوجود می آید که ما در حال حاضر در یک نظام لائیک زندگی می کنیم و روحانیون مذهبی ما بطور کامل از دایره قدرت و به طبع آن، تصمیم گیری خارج هستند و همین امر باعث نگرانیهای آنها از وضعیت آموزش شده است . انگار نه انگار که از بالاترین سطح تا سطوح پایینی حاکمیت عملا در دست خود ایشان است و اگر در این راه – اسلامی کردن دانشگاهها و مدارس – کوتاهی شده ، دلیل را نه در کم کاری ها در اینباره ، که در جای دیگری باید جست و جو کرد .
به نظر می رسد که سیاستهای اسلامیزه کردن دانشگاه ها و آموزش و پرورش هنوز به نتیجه دلخواه طبقه حاکم در جمهوری اسلامی و مخصوصا روحانیون نرسیده باشد که اینچنین فرمان حمله را صادر کرده و سخن از تصرف! اماکن آموزشی به میان می آید .
" شخم می زنند
می کارند
اما جز کاه بر نمی دارند "
(آدونیس)

۷ بهمن ۱۳۸۷

غار نشيني

فرض کنید هزاران سال پیش قلم پای نیاکان ما می شکست و از غارها بیرون نمی آمدند تا در جلگه ها ساکن شوند و کشاورزی کنند و حیوانات را اهلی کنند و دور مزارع دیوار بکشند و خلاصه مالکیت را بوجود آورند و طبقات را شکل دهند و مذاهب را بوجود آورند و گروه گروه شوند و بعد بر سر مالکیت و ادعای حقانیت خود جنگ راه بیندازند و همیگر را بکشند . به عبارتی ما هنوز هم در غارها زندگی می کردیم و هیچکدام از آنها که در بالا گفتم هم وجود نداشت .
همین ، فقط یک حس ناگهانی بود و من هم بهترین جا برای بیان آن را در اینجا دیدم و بیانش کردم ، شما چه نظری دارید ؟
پی نوشت : اين را هم يكي از بازيهاي معمول اينترنتي بدانيد!
آیت‌الله حائری شیرازی نماینده ولی فقیه و امام جمعه شیراز:
«از امام صادق (ع ) سوال کردند که مومن می‌شود گناه بکند؟ دزدی و زنا کند؟ سر گردنه را ببندند؟ و مرتب گناه‌ها را برشمردند پاسخ داد: «بله می‌شود». سپس فردی پرسید کسی را می‌شناسیم که شما را دوست دارد ولی دائم‌الخمر است، اهل زنا هم هست. می‌توانیم بگوئیم فاسق و فاجر است؟ حضرت گفت: «نه، ما پیش خدا عزیزتر از آنیم که محب‌ ما فاسق و فاجر باشد». آن فرد گفت: «من می‌دانم که او زنا می‌کند به او چه بگویم؟». امام گفتند: « بگو فاسدالعمل و طیب الروح؛ یعنی کسی که خودش خوب و عملش بد است».
آن فرد به امام گفت: «فرد دیگری است که نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد و اعمال خویش را انجام می‌دهد و هیچ فروگذاری نمی‌کند اما نسبت به شما مبغض است (بغض و کینه دارد) من می‌توانم بگویم که او صالح است؟»
امام در جواب گفتند: «نه خیر؛ ما پیش خدا عزیزتر از آن هستیم که صالحی بغض ما را داشته باشد». گفت: «به او چه بگویم؟» امام پاسخ دادند: « بگو صالح العمل و خبیث الروح، یعنی کسی که خودش بد است ولی اعمالش خوب است».
منبع خبر : سایت آفتاب نیوز

۶ بهمن ۱۳۸۷

فیلترشدن هفتان

سایت هفتان بوسیله بعضی آی اس پی ها مسدود شده و باز نمی شود .امیدوارم این هم از اشتباهات گاه به گاه مسئولین فیلترینگ باشد .هر چند فیلتر شدن هفتان بوسیله بعضی از آی اس پی ها همزمان شد با فیلتر شدن سایتهای خبری نظیر فردا نیوز و پارسینه .و همین امر می تواند نشان دهنده موج جدید فیلترینگ در کشور باشد که احتمالا در موج جدید سایتهای کم خطری مانند هفتان نیز می توانند در معرض خطر قرار گیرند .معمولا سایتهایی از این دست را نمی توان به صورت ناگهانی و بدون بهانه کافی فیلتر کرد ، به همین دلیل اول بوسیله چند آی اس پی مسدود شده و کم کم بطور کامل سایت مربوطه به جمع فیلتر شده ها می پیوندد .
باز هم امیدواریم که فیلتر شدن هفتان از نوع اشتباه شده ها باشد ، هر چند دیر زمانی است امیدوار بودن در این سرزمین کمی سخت شده است .
متاسفانه معلوم شد که فیلتر شدن سایت هفتان اشتباهی نبوده و کاملا جدی است ، توضیحات رضا شکراللهی مدیر سایت هفتان را بخوانید .
پی نوشت : به نظر می رسد که این آی اس پی وبگاه بخش فارسی رادیو فرانسه و صدای آلمان را نیز به جمع فیلتر شده ها اضافه کرده است .

۵ بهمن ۱۳۸۷

دولت الکترونیک ایرونی

دیروز با تمام وجود – از مغز تا معده و غیره – دولت الکترونیک میهنی را تجربه و احساس کردم ، طوری که هنوز هم جایی در درونم می سوزد (فکر کنم معده باشد ). قضیه از این قرار است که در همین راستا – دولت الکترونیک – چند ماهی است که مواجب ماهیانه ما به جای پرداخت چکی به حساب سیبا واریز می شود ، تا مثلا از رفت و آمد بیهوده ما به بانک جلوگیری شده و به این صورت هم بار ترافیکی خیابانها و هم صفوف بهم فشرده بانکها کمتر شده و مردم بتوانند از این وقت اضافه نهایت استفاده را بکنند .
در این مدت چند ماهه که ازحرکت انقلابی – انقلاب الکترونیک – می گذرد من متوجه مثبت و یا منفی بودن این قضیه نشدم ، حقیقت ماجرا این است که من با گرفتن یک فقره وام دو میلیون تومانی در این مدت از آخور می خوردم و خبر از توبره نداشتم . تا دیروزجمعه که خانم به خانه پدری رفته بود و من هم تنها در خانه به گشت و گذار اینترنتی مشغول شدم . نیاز به گفتن نیست که در این گشت و گذارها آنچه به نظر نمی آید گذشت زمان است و من هم زمانی متوجه قضیه شدم که ساعت یک و نیم بود و من شب پیش غذا نخورده و معده ام بدجوری به جنب و جوش انقلابی افتاده بود . به سراغ یخچال نرفتم چون شب پیش از خالی بودن آن مطمئن شدم . شال و کلاه کردم و کارت سیبای دولت الکترونیک را هم در جیب قرار دادم و به سمت خیابان حرکت کردم ، قضیه را طولانی نمی کنم ، خلاصه کلام اینکه کارت سیبای بانک ملی را در سوراخ هر باجه ای قرار دادم با احترام عذرخواهی کردند از اینکه فعلا! امکان ارائه خدمات ندارند . بدون تعارف باجه های تمام بانکهای شهر دهدشت را امتحان کردم و جواب همان بود که گفتم .ساعت دو بعد از ظهر بود و حالا زبانم هم با معده ام همنوا شده بود و با هم به بد و بیراه گفتن به دولت الکترونیک مشغول بودند و مغزبیچاره بدنبال راه و چاره ای بود که دستم ناخودآگاه به سمت جیب بغل کتم حرکت کرد و با لمس کاغذی متفاوت با بقیه کاغذها ی معمولی همزمان معده و زبانم خاموش شده و لبانم به لبخندی گشوده شدند . آرام آرام کاغذ را از جیبم بیرون آوردم و زمانی متوجه شدم که زبان و معده این بار با شدت و شور انقلابی بیشتری به فحش دادن پرداختند و معلوم شد آنچه در دستم قرار دارد ، فیش حقوقی دی ماه است .
پی نوشت :این لینک به دولت الکترونیک هیچ ربطی ندارد ، اما به شغل بنده چرا !