۲ تیر ۱۳۸۹

شعار " مردم " در خیابان انقلاب و روبروی دانشگاه تهرانِ کارولینای شمالی

" مردم " در خیابان انقلاب و روبروی دانشگاه تهرانِ کارولینای شمالی فریاد می زدند " هم غزه هم لبنان ، جانم فدای ایران " ، بنده خودم همانجا بودم .
خودم : نماینده " مردم " ایران در کارولینای شمالی

سرگذشت " بنی آدم ..."

دقیقن 739 سال قمری از مرگ شیخ اجل می گذرد و نه من که یک ملت مانده اند که دست آخر " بنی آدم " اعضای یک پیکرند یا اعضای یکدیگر .
پی نوشت : حتمن شما هم مثل من از معلم و استاد دانشگاه و رادیو و تلویزیون و جن و انس شنیده اید که بر سر در سازمان ملل شعری از سعدی نوشته اند که " بنی آدم اعضای ..." ، متاسفانه یا هر چیز دیگر شما هم مثل من اینهمه مدت سرِکار بودین ، سخنان موسس مرکز سعدی شناسی را بخوانید .

۱ تیر ۱۳۸۹

ای مجلس به توپ بند

ای مجلس به توپ بند ، ای نواده ولادیمیرقزاق ، ای فرزند خلف ممدلی شاه ... دوره مجلس به توپ بستن گذشت ، این روزها و در گرماگرم جام جهانی دروازه ها را به توپ می بندند نه مجالس شورا را .
پی نوشت : لیاخوف هم لیاخوف های قدیم

از دستِ پیتزای قورمه سبزی !Islamic Feminism!

۲۹ خرداد ۱۳۸۹

آن تعداد از مردم ایران که از جاده های داخل کشور جان سالم بدر می برند ، قربانی جاده های کشورهای دیگر می شوند . + و+

۲۸ خرداد ۱۳۸۹

مسئله

رئیس جمهور کشوری عضو فرند فید است ، فرند فید در آن کشور فیلتر است ، رئیس جمهور چگونه وارد فرند فید می شود؟
الف) با فیل تر شکن
ب) با فی لتر شکن
ج) با ف یلتر شکن
د) با ف ی ل ت ر شکن
پی نوشت : با تشکر از وبلاگ " مملکته داریم ؟ "
پی پی نوشت: طبق قوانین جرائم رایانه ای استفاده از گزینه های بالا ممنوع است .

۲۰ خرداد ۱۳۸۹

حکم صادر می کنم ؛ در ذهن همه مردان شهر من هر روز که نه ، گاهی ، گاه گاهی ، زنی به آتش کشیده می شود

۱۹ خرداد ۱۳۸۹

روز سگی و شب عرق سگی

یک روز سگی و شب عرق سگی و کوچه ای که بسیار شب ها و روزها بی خیال از آن گذشتی و دخترانی که نشسته جلو درب خانه ها و ریز ریزخنده ... و امشب که دختر ریز ریز خنده یکی از همین درب ها و آتش خشم کور برادر که پارسال دانش آموز بود و امسال پسر همسایه و بنزین سهمیه موتورسیکلت شاید ... و چقدر حالم بد است و خبر اگر بخواهم بدهم این است که :
پسر همسایه که پارسال دانش آموز من بود و امسال همسایه نه دیوار به دیوار ، خواهر پانزده ساله اش را به بهانه گردش به بیرون شهر می برد و نفهمیدم به چه جرمی - لابد دوستی با پسری از کوچه بالاتر لابد - با بنزین به آتش می کشد و همین ... و من حالم هنوز بد است و دو ساعت از نیمه شب گذشته است و فروهر که تک زنگ می زند و اس ام اس می دهد که بیداری ؟!

۱۸ خرداد ۱۳۸۹

سال های پایانی هدایت در آیینه "هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورائی"

کتاب "هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورائی" یک بار در ایران به چاپ رسید( در عهد مرحوم اصلاحات ) و چند بار هم در فرنگ . کتاب شامل هشتاد و دو نامه است از صادق هدایت به حسن شهید نورائی . چند فقره از نامه ها بصورت پراکنده در اینترنت یافت شده اما مجموع کامل آنها بصورت یکجا و کامل یافت می نشد ، یا حداقل من که پیدا نکردم ، از آنجایی که کتاب در شرایط کنونی امکان چاپ ندارد ، حکم شرعی برای گذاشتن فایل pdf آن در اینترنت از جانب اینجانب صادر شده . تا آن موقع می توانید با دنبال کردن وبلاگ روزبهان هر از چندگاهی یکی از این نامه ها را دریافت کنید با این توضیح که تا الان هشت فقره از این نامه ها در وبلاگ روزبهان آمده است .