۸ شهریور ۱۳۸۸

اگر وبلاگ ها نبودند ...؟

اصطلاح فوبیای نوشتن را در جایی ندیدم ، پس می توانم آن را به نام خودم به ثبت برسانم . ترس از نوشتن در همه ما وجود دارد ، همه ما حرف هایی برای گفتن داریم و اگر گوش مفتی هم پیدا بشود شاید تا ساعت ها بتوانیم حرافی کنیم . اما پای نوشتن که به میان می آید دلهره و لرزش دل و دست هم شروع می شود ، لرزشی که شاید در زمان گفتن و حرافی کمتر به سراغ ما بیاید از آن جهت که همیشه گفته اند حرف باد هواست و از این طرف می توان گفت که نوشتن یعنی خلق یک اثر ، یک رد پا که می شود آن را دنبال کرد تا به نویسنده آن رسید و همین است که ترس از نوشتن را بوجود می آورد .
روند رو به رشد وبلاگ نویسی در دنیای به اصطلاح مجازی و به نظر من نیمه واقعی سایبر توانسته است که این ترس را تا حدود زیادی کم کرده و به حداقل برساند . پشت هر وبلاگ ( با پروفایل واقعی یا ناشناس و مستعار ) یک فرد وجود دارد که دغدغه های ذهنیش را بر روی کاغذ که نه ، بر روی صفحه مانیتور پیاده کرده و به دیگران عرضه می کند و به این وسیله یکی از نتایج وبلاگ نویسی را می توان کشف خلاقیت های شخصی و ایجاد زمینه برای رشد آنها دانست .
31 آگوست روزجهانی وبلاگ است و من این روز را اول به فیدوس و بعد به خودم و همه دوستان وبلاگی تبریک می گویم و خوشحالم که روز تولدم و روز جهانی وبلاگ در یک روز قرار دارند !
تشکر ویژه از بلاگ نوشت از جهت یادآوری این روز و انگار نمی شود صحبت از وبلاگ نویسی بشود و یادی از وب نوشت و ابطحی نکرد ، نمی دانم چرا این دو اینقدر با هم چفت شده اند . وب نوشت بعد از چند روز بروز رسانی از زندان ! امروز از دسترس خارج شد و من مانده ام که از این رویداد خوشحال باشم - از جهت آزاد شدن ابطحی از عذابی که می کشید - یا ناراحت ؟!
راستی فردا نهم شهریور روز تولد احمد زید آبادی هم هست ، چقدر تبریک گفتن به این مرد در این شرایط سخت است .

شال سبز بر دوش هیأت داوران جشنواره فیلم مونترال / ویدئو




جشنواره‌ی جهانی فیلم مونترال روز پنجشنبه، بیست و هفتم آگوست (پنجم شهریور) آغاز به کار کرد و تا ۱۰ روز برپا خواهد بود. رییس هیأت داوران این جشنواره، جعفر پناهی، سینماگر نام‌آشنای ایرانی است. در مراسم افتتاحیه‌ی جشنواره‌ی جهانی فیلم مونترال، اعضای هیأت داوری شال سبز روی دوش خود انداختند و به میان بسیاری از جوانان سبزپوش ایرانی رفتند.

گفتگو با جعفر پناهی

* دو پیشنهاد طلائی برای دریافت فایلهای ویدیوئی یوتیوپ :

- به اینجا بروید و آدرس فایل یوتیوپ را وارد کادر سبزرنگ کرده و روی دانلود کلید کنید . چند لحظه طول می کشد و سپس شما می توانید فایل ویدیوئی خود را با هر فرمتی ( چهار فرمت ) که مایل بودید دانلود کنید .

- در این سایت شما می توانید ضمن جستجوی فایلهای تصویری ، صوتی و ویدیوئی ، این فایلها را دانلود هم بکنید . کلمه مورد نظر خود را در کادر آبی رنگ تایپ کرده و روی کلمه سرچ ( جستجو ) کلیک کنید ، چند ثانیه بعد روی کلمه دانلود ویدیو در کادر سفید باز شده در وسط صفحه کلیک کنید ، در پایان از شما خواسته می شود که محل قرار گرفتن فایل مربوطه را بر روی سیستم خود مشخص کنید ، با انتخاب مکان مورد نظر، دانلود فایل مربوطه نیز شروع می شود .



۷ شهریور ۱۳۸۸

نگاه / عکس


عکاس: مانوئل لائو
سایر عکس های این عکاس ایتالیائی را در اینجا ببینید
برای وضوح بهتر روی تصویر کلیک کنید

شرف خسرو و سعید


بابک داد که دربدری های این روزهایش کم از اوضاع میهمانان اوین نیست دیشب و در برنامه تفسیر خبر صدای آمریکا می گوید که مردم ایران دلشان لک زده برای یک خسرو گلسرخی که در دادگاه بلند شود و بگوید که من بر اساس اعتقادم مبارزه کردم و ... از دادگاه اول متهمان جریانات پس از انتخابات و پخش مصاحبه عطریانفر و ابطحی از سیمای جمهوری اسلامی ایران به زمزمه و گاه کمی بلندتر از گوشه و کنار همین حرف دیشب بابک داد شنیده می شد که ای کاش خسرو ی دیگر . زمزمه ای که همراه می شد با لب گزیدن و سرخ و سیاه شدن از دیدن آنچه در سیمای جمهوری اسلامی می دیدند و این یعنی اینکه از آنچه می گذرد خوشحال نیستند .اما ماجرا به همینجا ختم نشد و نمی شود ، نیم نگاهی به ستون سمت چپ رجا نیوز و نگاه اجمالی به وبلاگ های لینک شده در این سایت خبری نشان می دهد که آنطرف ماجرا هم به همین موضوع پرداخته اند اما نه با لب گزیدن و سرخ و سیاه شدن که با نیشخندی بر لب و از روی سر مستی .وقتی مجید بذر افکن سردبیر مرکز اسناد انقلاب اسلامی از شرف خسرو به سعید و شرف اشرف ! به میر می نویسد ، باید نگران بود و کمی با مراقبت بیشتر و نه از روی احساس سخن گفت و نوشت .
نه محمد علی ابطحی جایی نوشت که پشت حمایتش از کروبی یک ایدئولوژی قوی وجود دارد که حاضر است عیال و مال و خانمان بابت آن بپردازد و نه بقیه دوستان هیچگاه ادعای چریک بودن و مبارزه به قیمت مرگ کردند ، با استثناء بهزاد نبوی که نان را هنوز به نرخ زمان پهلوی می خورد و گاه گداری از چریک پیر بودن می گفت ( البته بقیه می گفتتند و نه خود بهزاد ) . آنچه به نام جنبش سبز معروف شد و می شناسیمش این روزها هم نیازمند خسرو گلسرخی نیست که زمانه خسرو گلسرخی نیست و دادگاه هم دادگاه خسرو گلسرخی و کرامتیان و بقیه نیست ، و این را خود بهتر می دانید .
نه من و نه بابک داد و نه بقیه نمی دانیم پشت دیوارهای اوین چه می گذرد ، پس نمی توانیم و نه حق داریم که از اینجا برای آنها که هفتاد روز است وضعیت را با پوست و گوشت و استخوان شان لمس کرده اند تکلیف مشخص کنیم که چنین بگویید و چنان و بر سر دار بروید تا ما فردا از شما شهید بسازیم .
متشکرم از آقای بذر افکن که این دو عکس را تلفیق کرد تا کار ما را هم راحت تر کند ( به هر نیت !)، آقای داد و من و شما و همه انها که در دل و یا زبان انتظار خسرو شدن از سعید داریم فراموش نکنید که سعید حجاریان بدون کمک دیگران قادر به برطرف کردن نیازهای اولیه خود هم نیست . نیم نگاهی به زمان و مکان و افراد و عقاید و وضعیت در قیاس هم گاهی لازم است .
لینک های مرتبط :
- فایل صوتی دفاعیات خسرو گلسرخی
- فایل ویدیوئی دفاعیات خسرو گلسرخی
- متن دفاعیات خسرو گلسرخی
- مصاحبه بابک داد با صدای آمریکا

پایان زمین / انیمیشن




دمای کره زمین روبروز زیادتر می شود، یخ های قطب شمال و جنوب آب میشوند ، جنگل ها تخریب و وسعت بیابان ها روز بروز بیشتر و بیشتر می شود ، آیا پایان زمین نزدیک است ؟ ببینید

۶ شهریور ۱۳۸۸

دشمنی که در خدمت منافع شماست

احمدی نژاد حمله به کوی دانشگاه در شب بعد از انتخابات دهم را جزئی از سناریوی دشمن می داند که بوسیله وابسته های براندازی انجام گرفت ، البته ایشان متذکر می شوند که شواهد و اسنادی موجود است! که نشان می دهد ساحت نیروهای انقلابی ، نظامی ، امنیتی و اطلاعاتی از این اقدام شرم آور و البته اقدامات شرم آور بعدی در بازداشتگاه ها مبرا است و برای همین هم از قوه قضائیه می خواهد که با این عوامل دشمن در لباس دوست بدون گذشت و قاطعانه برخورد کند . +
این پایین و درست زیر همین جملات بالایی نزدیک به سه ساعت است که من هی می نویسم و می روم تا آن پایین و باز چرتکه می اندازم و حساب می کنم که صبر کن دوباره بخوانم و می خوانم و حذف می کنم . اما مگر فایده دارد ، دوباره می نویسم و کمی متعادل می کنم متن را و باز روز از نو و ... یاد میر حسین موسوی می افتم و آن جمله اش در شب مناظره . با این همه اما نمی شود که ننویسی و باز می نویسم که :
آقای احمدی نژاد می توان سوالی بپرسم ؟ بر فرض و از روی ناچاری که همه حرف های شما درست ، دامان همه نیروهای شما پاک و منزه مثل همیشه از هرگونه خطا و ناراستی ، اما دانشجویانی که در شب حمله سبعانه به کوی دانشگاه بوسیله عوامل دشمن در لباس دوست دستگیر شدند آن شب و چندین شب بعد را میهمان آقایان درطبقه منفی چهارم وزارت کشور بودند ، همان بازداشتگاهی که به گوانتاناموی وزارت کشور معروف شد و دانشجویان ( دانشجویانی که راه به هیچ بار عامی ندارند ) دستگیر شده از شب و روزهای وحشتناک آنجا بسیار سخن گفتند . بازداشتگاهی که جلالی نماینده مجلس قول رسیدگی به وضعیت آنجا را داده بود اما به مانند خیلی از قول های این روزها مشمول گذر زمان چند روزه شد و به فراموشی سپرده شد . سوال این است که این چه دشمنی است که براحتی تا همه ارکان حاکمیت نفوذ می کند و کارها را را راست و ریس کرده وراه می اندازد و بعد هم می رود تا زمانی دیگر که باز لازم شود و به کار آید ؟

قتل یک انسان بیگناه ، قتل نوع بشر است

"... مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا ..."
"... ما به بنى اسرائيل اعلام كرديم كه هر كس يك انسان را بكشد بدون اينكه او كسى را كشته باشد و يا فسادى در زمين كرده باشد، مثل اين است كه همه مردم را كشته ..." *
* بخشی ازآیه 32 سوره مائده

۵ شهریور ۱۳۸۸

منم، ابطحی ! باور نمی کنین ؟!


این هم عکس امروز (چهارشنبه 4 شهریور ) من درزندان
ببینین دوباره تپل شدم و شدم همون ابطحی سابق
لپام هم قرمز شده
ناز شدم
نه؟
درووووووووووووووووووووووووووود به همه دوستان وبلاگی ، خوبین شما ؟ تعجب کردین ، نه؟ تعریف می کنم براتون . امروز رفتم اتاق کارشناس پرونده ام ، همون کارشناسی که بارها گفتم با هم حسابی چفت شدیم ، کلی با هم قاطی شدیم ، یادتون نیست ؟ چطور یادتون نیست بابا صد بار گفتم ! خوب حالا بی خیال ، خلاصه رفتم تو اتاق کارشناسی ارشد ( شوخی )، تو اتاق کارشناس من دو تا کامپیوتر بود و ... اگه گفتین چی دیدم ؟ حدس هم نمی زنین ، خودم بگم ، لب تاپ مو ! باور می کنین ؟! و بعد هم خوب معلومه که ،آه بلندی کشیدم . کارشناس پرونده گفت چیزی شده عزیزم ؟ گفتم نه چیزی نیست . گفت نه بگو یه چیزی شده لابد . گفتم یاد وبلاگم افتادم ... وب نوشت م، دلم براش خیلی تنگ شده . بازم حدس نمی زنی چی شد ! باورتون نمیشه ! کارشناس عزیزم که صد بار گفتم خیلی با هم چفت شدیم و با هم نداریم ... اِه یادتون نمیاد ؟... باشه بی خیال ... کارشناس عزیزم گفت ممدلی بشین پای لب تاپ . گفتم چی ؟! گفت بشین و شروع کن . گفتم شروع کنیم به چی ؟ گفت بنویس ، وب نوشت و بروز کن . از حال رفتم . چشمام و که باز کردم دیدم وب نوشت بروز شده . نمی دونم چطوری پریدم بغل کارشناس پروند ه ام ، بغلش کردم و یک دل سیر با هم گریه کردیم .خوب دیگه کافیه ، احساساتی شدم ، نه ؟ کارشناس پرونده داره صدام می کنه ، کار ندارین ؟ می بوسمتون . تا بعد
- وقتی " وب نوشت " از زندان بروز می شود




۴ شهریور ۱۳۸۸

بازگشت محمد جواد از گوانتانامو


سایت داغ مشابه سایت بالاترین خودمان است البته ویژه خبرهای مرتبط با افغانستان ، که کم و بیش خبرهای مربوط به ایران نیز در آن یافت می شود، اما من ترجیح می دهم اخبار مربوط به افغانستان را در این سایت اشتراکی دنبال کنم . یکی از لینک های پخته ( معادل داغ در بالاترین ) امروز گزارش تصویری مربوط به آزادی محمد جواد زندانی جوان افغانی* از زندان گوانتانامو و بازگشت این زندانی به کشورش بود . ظاهر سر حال و قبراق این زندانی بازگشته از گوانتانامو و مقایسه آن با وضعیت گروگان های گروگانگیران طالبانی چیزی بود که مراجعه کنندگان افغانیِ این خبر به آن توجه کردند:
"معلوم میشود که نان و اب و هوای قوانتانومی بی به این جناب خوب افتده است و از چهره اایشان معلوم است که چندان بد نمیگذشته است , حس میکینم که از سفر تفریحی امریکا بر گشته است نه از زندان Q T B . از چهره اش معلوم است که به اطرافیان خود کمی فخر میفروشد و امیدوار است که دست کمی از ملا عمر خان گرفته نشود , از ریش ایشان معلوم است که انتظار مدعو شدن برای غضوات اینده در سنگر اسلام را از همسنگران قبلی خود دارد ... " +
"اگر یک امریکن زندانی افغانها میبود . اول سرشه کل میکردند به حساب ( نسخ ) . دوم او را مسلمان میساختند . سوم ( ختنه ) مینمودند او را . و در روز اخر که از زندان ازاد میشد او را به مشکل 45 کیلو به مقامات ان کشور تحویل میدادند . ولی نه تنها با جواد خان معاشره انسانی نموده اند بلکه از سر و وضع ایشان معلوم است خود را در قطار انسان ها حساب میکنند . اگر به یاد داشته باشید طالبان از جان واکر لیند که در زیر زمینی فلعه جنگی بلخ دستگیر شده بود , مخلوقی عجیبی درست نموده بودند که به مشکل به انسان شباهت داشت "
* يکی از جوانترين زندانیان در گوانتانامو که به جرم زخمی کردن دو سرباز آمريکایی و مترجم آنان بازداشت شده بود
پی نوشت : صورت مسخ شده مصطفی تاجزاده ، چشم های سرخ و از حدقه در آمده رمضان زاده ، وضعیت اسفبار باستانی ، چهره تکیده زید آبادی و ... در دادگاه ! دیروز دیدنی نیست . ببینید
شرح تصویر : محمد جواد زندانی جوان گوانتانامو در سمت راست تصویر

بازیگران سینما و تئاتر : ما مى‌خواهيم راوى صداقت باشيم


34 تن از بازیگران عرصه سینما و تئاتر در نامه ای به فیلمنامه نویسان ، نمایش نامه نویسان و کارگردانان سینما و تئاتر از آنها خواسته اند که چشم بر حقایق این روزها نبندند و آن چیزی را بنویسند که اتفاق افتاده است . آنها می نویسند : ما صدا مى‌زنيم شما را قلم‌زنان و نمايش‌نويسان، که بنگاريد روايت صادقانه اين روزگار را، و بدانيد ما بازيگران به واژه‌واژه‌تان وفادار خواهيم بود و پاسدارى خواهيم کرد از نقش‌هايى که از امروز براى امروز و آيندگان مى‌نويسيد. حميد ابراهيمي، خسرو احمدي، پانته‌آ بهرام، مهدى پاکدل، جواد پورزند، امير جعفري، بهناز جعفري، بابک حميديان، رويا دعوتي، سحر دولتشاهي، پيام دهکردي، ريما رامين‌فر، مريم رحيمي، ليلى رشيدي، حبيب رضايي، بهاره رهنما، على سرابي، مهدى سلطاني، سهراب سليمي، سهيلا صالحي، مهرداد ضيايي، ترانه عليدوستي، عباس غفاري، بهزاد فراهاني، مريم کاظمي، باران کوثري، آيدا کيخايي، علا محسني، داريوش موفق، رحيم نوروزي، افشين‌هاشمي، هدايت‌هاشمي، کاظم هژيرآزاد، هوشمند هنرکار از همکاران نویسنده و کارگردان خود می خواهند که : به احترام عشق‌مان به هنر، در برابر آنچه هرروز در پيش چشمان‌مان است، همچون هميشه، صداقت و راستى را به صحنه بياورند تا هنرپيشگى‌مان، صداقت‌پيشگى را يادآور شود.ما مى‌خواهيم راوى صداقت باشيم؛ راوى راستى و درستي .