تصور اینکه کسی از اعدام بهنود شجاعی خوشحال شده باشد برایم سخت است ، حتی مادری که امروز صبح به تقاص خون فرزندش چهارپایه از زیر پای بهنود کشید تا حلقه آبی رنگ طناب دارگردنش را بشکند . می دانم که مادر احسان هم بعد از کشیدن چهارپایه تحمل دیدن دست و پا زدن های بهنود در بالای دار را نداشت . مادر احسان ودیگرانی با وضعیت مشابه او، خود نیز قربانیان یک قانون ضد بشری هستند . چه کسی می تواند بگوید که مادری از کشیدن چهارپایه از زیر پای محکومی که فرزندش را به قتل رسانده ، در دل خوشحال است ؟ اینکار را انجام می دهد ، اما آیا با خوشحالی ؟ آیا چنین مادری می تواند لحظه سقوط اعدامی و شکستن گردن او و بدن پیچان از درد خفگی او را در میان زمین و آسمان از یاد ببرد ؟ نمی تواند ، مطمئن باشید که این لحظه هیچگاه از ضمیر او پاک نمی شود ، شاید بتواند برای لحظاتی چند مرگ فرزند را فراموش کند ، اما این لحظه که خود در انجام آن نقش داشته را هرگز، هرگز از یاد نخواهد برد . او هم قربانی است ، قربانی قانونی که مجازات اعدام را درخود جای داده و مادری را در عمل مجبور به آدم کشی می کند ، تا او را به عذابی دیگر و شاید فراتر از غم فرزند دچار کند .
با شما موافق نیستم آقای علیرضا رضائی ، که اینگونه بر مادری که خود نیز قربانی است بی رحمانه و با چنین ادبیاتی می تازید ، کمی آرامتر و با اندیشه به قضیه بنگرید ، سیبل را اشتباهی دیده اید برادر! هدف جای دیگری است .
- لینک مطلب در بالاترین
با شما موافق نیستم آقای علیرضا رضائی ، که اینگونه بر مادری که خود نیز قربانی است بی رحمانه و با چنین ادبیاتی می تازید ، کمی آرامتر و با اندیشه به قضیه بنگرید ، سیبل را اشتباهی دیده اید برادر! هدف جای دیگری است .
- لینک مطلب در بالاترین




